ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۳ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

ریپ می زد اشک های شوق من

ابرهای تشنه اش جان داده بود

واژه هایم کوچه گرد کوچه ها

آمپر بنزین من افتاده بود

پای در مرداب شک دل بسته بود

دست بر عهد خدا ننهاده بود

دل ، نه دل ، آشفته کالایی که حیف

بر نگاه این و آن دل داده بود

آرزوها تا افق پر می کشید

باورش این بود ، آقا زاده !! بود

در خیالم شوق در فکر شتاب

شمع شوقم طالب سمباده بود

تا مسیح عشق آمد ، غصه رفت

او خدایی بود ، ما را زاده بود