ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٩ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

 

نگاهم منتظر می ماند ، تا اوج نگاه تو

و میشد هم سفر با بادی از هوهوی آه تو

و مثل شب، که می ریزد به پای صبح ،حسرت را

قلم می ریخت خود را در حریم قبله گاه تو

و در شرجی ترین باور، که اشک از دیده می بارید

و هیزم های من می سوخت در هرم نگاه تو

ستاد انتخابات تو در آن سوی معناهاست

و من بی چاره تر- بسیار دور از خیمه گاه تو

تو ای معنا ترین معنا- کمی آهسته تر ، آخر

تمام واژه ها افتان و خیزان ، گرد راه تو

و می فهمی که من در حسرت پرواز می سوزم

در آن روزی که تا آن سوی معناهاست ، راه تو

نگاه من، کلام من، تمام شکوه های من

ببین افتاده این افتاده در جمع سپاه تو

13 /4/ 1387 به عشق امام رئوف

 

دلم لک زده است برای هوایی شدن در صحن جامع رضوی . خیس شدن از شتک فواره حوض مسجد گوهرشاد. غرق شدن در نور دارالولایه. بهره مندی از یک لقمه آسمان در مسجد بالاسر.