ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱۱ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

مراحل بارش عبارتست از:

١- تبخیر

٢- تراکم

٣- بارش

 

 

 


تبخیر یعنی تبدیل جسم خاکی به روح افلاکی . تبدیل تعلقات تن به اقامه جماعت نیاز های آن پشت امام روح . عبور از میدان مین " اکرمی مثواه عسی أن ینفعنا او نتخذه ولدا " - یوسف ٢١-  و " لا تقتلوه عسی أن ینفعنا او نتخذه ولدا " - قصص ٩ -و حضور در بهشت " لیشهدوا منافع لهم و یذکرواسم الله " - حج ٢٢ که هنگامه پر طراوت طواف گرد نقطه آغازین حضور آدم در زمین و نقطه سعود و پرواز خاتم انگشتری هستی  ( ص ) را ترسیم می کند .

تبخیر یعنی تن، سرباز روح شود . و فرمان روح را نه به اجبار بلکه با اختیار بپذیرد.

در عرصه تبخیر انجام واجبات حداقل هاست و من و تو باید با "هبه اختیاری" خود ،بر بار خود بیافزاییم و تن را برای فرمانبری بیشتر ادب کنیم.

"اللهم خذ  لنفسک من نفسی ما یخلصها  و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها"، رشحه ای از مناجات امام عبادت و سجده حضرت زین العباد ( ع ) است که عرضه داشته است:

خدای من! برای خود از نفس من بهره ای که آن را از عذاب برهاند، قرار ده و آنچه آن را به صلاح و سازگاری آورد ، برای من بگذار .

در عرصه تبخیر اگر زندگی کنی ، تن آسایی عین عذاب است و رهیدگی از آن عین پاداش.

این ماییم که در همین عرصه زیست عذاب را و یا پاداش را برمی گزینیم.

دومین گام ، تراکم است . تراکم دایره المعارف سرشار از سکوتی است که بسیار از آن دوریم .  فصلی سرشار از ذکر و حلاوت.

"الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار " -آل عمران - ١٩١- تابلویی تمام قد از این فصل است .

میوه ی نورس و شاداب ما در این فصل " واذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الابکار " - آل عمران - ۴١ - است. در این فصل پیدا و نهان ما متبرک به ذکر می شود ." واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیه " - اعراف - ٢٠۵ -

در این فصل در عین آنکه متراکم هستیم و زمینیان ما را نادیده و یا محدود و یا افسرده حال می انگارند ، در نگاه عرشیان بسیطیم . " و زادکم فی الخلق بسطه  فاذکروا الاء الله " - اعراف - ۶٩-

در اندرون من خسته دل ندانم چیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

و وقتی فصل بارش فرا می رسد ، خدا داده ها، بی کرانه می بارند.

برای خود ، انسانی هستی : آرمانی ، هدف مدار ، ناسازگار با محیط ملون ، شجاع در تداوم راه حق ، جسور در انهدام بدعت ها.  و در محیط یک پیامبری ، پیامبری هستی دردمند که حوزه امنیتش تنها محدود به تن ، خود، خانواده نیست  . دردهایش دیگر مرز ندارند.

دیگر متعلق به یک سرزمین نیستی ، هرچند به زیستگاهت می بالی : "إن هذه امتکم امه واحده " - انبیا - ٩٢ -

حالا  شناسنامه ی هویتت را آسمان صادر می کند. و عقد دردمندی ما و همه مردم را عرش می خواند:

"إهبط بسلام منا و برکات علیک علی امم ممن معک " - هود - ۴٨ -

آن وقت دارای رسالت  جهانی می شویم " و جعلناهم أئمه یهدون بامرنا " - انبیا - ٧٣ -

آن وقت خدا برای آرمانمان در سه حوزه ی : بینش ، دانش و کنش ، امام را بر می گزیند

 " و نجعلهم ائمه " - قصص - ۵ -

آنوقت جرات پیدا می کنیم که با همه بی بضاعتیمان دعای فرج بخوانیم ." ونجعلهم الوارثین "- قصص - ۵ - 

انسانها در فصل بارش ، زمین های موات سرزمین پیرامون را احیا می کنند ." و من الماء کل شی حی "

شهید نماد و نمود بارز انسان در فصل بارش است که حتی وقتی نیست ، همگان از او عطر حیات را حس می کنند. " و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتنا بل احیا " آل عمران - ١۶٩ -

و در نهایت ، تابلوی تمام قد آنگونه می شود که : " من عمل صالحا من ذکر او انثی و هم مومن فلنحیینه حیاه طیبه " - نحل - ٩٧ -

بسیار گفته اند که دعای ما در حق همدیگر مستجاب می شود . بیا و جان همه قاصدک هایی که خود را به نسیم می سپارند تا تو را بهاری کنند ، برای من دعا کن.

من هم به جان همه مژه هایی که در سر سفره سجاده  در اشک هایت غرق می شود ، تو را دعا می  کنم.