ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/۳٠ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

برای ما جمعه تنها یک سهم از هفت سهم هفته است.

و چهار سهم از سی سهم ماه

و پنجاه و دو سهم از سیصد و شصت و پنج سهم سال

و همین سهم را تنزل داده ایم به تعطیلی

و انجام کارهای مانده هفته

با همین نگاه ، هفته مان را تقسیم کرده ایم

گویی از شنبه تا پنجشنبه امام عصر در حالت استراحت است

و جمعه آماده ی ظهور

نمیدانم تقویم ما درست است؟

یعنی جمعه ی تقویمی ما با جمعه ی واقعی عالم منطبق است یا نه؟

باورم این است که دست ساقی برای یک روز ، میکده دایر نمی کند.

و چشم مهر برای یک نیم نگاه ، این همه دام نمی گسترد.

دل اگر آماده باشد ،با یک نگاه اشغال میشود.

نکند این دل ما را به نگاهی نخرد.

او همواره آماده است .

و همیشه حاضر.

او ، منسوخ آیه های کهنه ی ماست .

نام او ، ناسخ این کهنه ی اندیشه ی ماست .

و مگر نه اینکه  قرآن همواره  زنده است ؟

روز آمد.

امام نیز چنین است، زنده و به روز.

حتی بهتر بنویسم ،  لحظه آمد.

او نگین عقیق عالم است ،

و دست های قنوت ما بدون او رکابی را می ماند سرشار از تهی .

دارالانتظاری است این زندان نمور .

اندکی از ما به پنجره بالای سرمان کوچ کرده ایم و روز رهایی را رصد می کنیم .

و بسیاری زندان را خانه فرض کرده اند .

و مشغول بازی اند .

- مثلا تو شعیب ابن صالح

- و تو ...

و در این بازی ها آنقدر غرقند که امر برایشان مشتبه شده .

و اگر مردم نپذیرفتند ، غیبت صغری می کنند ! و برای آنکه مردم با درد فراقشان آشنا شوند در منزل به دورکاری مقدس ! مشغول میشوند.

سخن آخر اینکه : من تو را برای خودم دوست ندارم ،

خودم را برای تو می خواهم .

دعوای من شعیب نیست .

تا وقتی نشان خانه ی تو سر راست است ،

خانه شعیب نمی روم.

آقا!

خانه بر دوشم و این واژه همه آه من است.