ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٢ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

پنجشنبه ١٢ خرداد ١٣٩٠

قاب سیمای جمهوری اسلامی شبکه یک

فیلم توطئه فامیلی

 


زن: ( رو به مرد ) کجا بودی ؟

امروز صاحبخانهآمده بود برای اجاره های عقب افتاده

مرد: ( نگاهی به زن می کند .فرزندش در محوطه حیاط تمرین ورزش های رزمی دارد .) 

زن : تا کی کلک می زنی ؟ یک روز ویلا اجاره می دهی . یک روز ماهی میفروشی. یک روز سبزی 

مرد ( جلوی تراس می ایستد. رو به فرزند. بشکن می زند.): جان . آه... آه... حالا بچرخان .

فرزند( تمرین رزمی را تبدیل به رقص می کند . کمر می چرخاند . رقص پا می کند )

مرد: جان !

تلفن زنگ می زند

: شرکت ...؟

مرد: بله ( به زن چشمک می زند ) : بله همین جاست .بفرمایید

زن : ( با تعجب نگاه می کند . او باور دارد شرکتی در کار نیست . )

مرد :... بله . در خدمتم . الان می آیم . خدا حافظ .

( مرد تلفن را قطع می کند .  رو به زن) : دیدی خدا می رسونه ؟

چند پلان بعد

مرد ساک سرقتی مملو از طلاها را که از سطل زباله یافته ، زیر و رو می کند . در خانه تنهاست . صدای پای زن و فرزند می آید .با عجله طلاها را درون ساک قرار می دهد. و ساک را مخفی می کند : خدایا شکرت !

مظلوم خدا ، که سینماگران ما و نویسندگان تلویزیون - به نیت اخلاص و تبرک !!- اینگونه نامش را ذبح می کنند . دروغ گوها به خدا توکل دارند و سارقین که مال مردم را دزدیده اند ، شکرش را به جا می آورند.

اگر  در این بخش به جای خدا روانشناس ها ، قصاب ها و سایر اقشار اینگونه بازیچه قرار می گرفتند ، چه می کردیم .

راستی ! شاید نویسنده این متن را متهم به ظریف بینی کنید . یادمان باشد در تربیت اجتماعی کوچکترین حرکت اثر دارد.

شاید روزی خدا را جدی بگیریم.