ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٢۱ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

از سیر تا پیاز مرا خوب دید و رفت

در یک حراج ، هروله ام را خرید و رفت

بادام چشم من که کمی شور می نمود

بادام تلخ بغض دلم را چشید و رفت

پس کوچه های نبض مرا خوب گشته بود

در یک سحر به خانه ی قلبم رسید و رفت

چون ابر در هوای دلم ماند یاد او

باران شد و به روی  نگاهم چکید و رفت