ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٢٢ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

ای خدای مهر و عشق و امید

سلام.

سرزمین  دل من قطب گردشگری است ، با انباشتی از یادگارهای تو.

 


اگر سفر ه ام را پهن کنم ، گردشگران می آیند تا ببینند در این کوچک بزرگ چه خبر است ؟

   و در این پهندشت متراکم چه رازهایی است ؟

سرزمین من ییلاقی است سرسبز  و پر از امامزاده. امامزاده ی عشق که در انتهای کوه است. بالای همین یالی که  پابندش هستم.

امامزاده ی امید که زیر تگرگ نامرادی ها همچنان ایستاده است . کنار جویبار زلال ،

و قشلاقی آن سوی  تر که هنوز ناشناخته است و بکر...

سالهای خشکسالی ، سفره های آب زیر زمینی ام را به حداقل رسانده است . سالهاست شوقم ، مهاجر سرزمین های دیگر شده است . سرزمین هایی که آب در آنها سکه ی رایج است و زیست ، باور جمعی .

کنار جالیزم که یک نمه آب دارد ، به چند مرغ و جوجه دان می دهم .

باغات من در حال تخریب است . قدم به قدم ویلاهای هویت ظاهری  ، درخت های شادابی ام را از ریشه کنده اند.

سرزمین من ، پرچمی مستقل ندارد ، آب ندارد ، نشانه ی حیات ندارد ، مهاجر پذیر نیست تا فرشتگان به آن مهاجرت کنند و در آن مقیم شوند .

"والملائکه یدخلون علیهم من کل باب"

فصل سرد ادبار ، عمده  بخش های سرزمین مرا خالی از سکنه کرده است .

"ربنا  وابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم ایاتک"

سرزمین عقیم را چه به این که از آیات قرآن بخواند.

"إنی نذرت لک ما فی بطنی محررا  "

سرزمین سنگلاخی من  گرفتار قساوت است .

"ثم قست قلوبهم من بعد ذلک فهی کالحجاره"

کار به اینجا رسیده است که من - با این همه تشنگی ام - باید به فکر باروری ابرها باشم .

"واستغفروه ثم توبوا إلیه"

انگشت هایم در خاک سجده ، بی ریشه است و چشم هایم ، خشک .

نهیب های خدا را می شنوم .

" ألذین جعل لکم الأرض فراشا"

"ألذی جعل لکم الارض مهدا و سلک لکم فیها سبلا"

و آن سوی این کویر  ، شیطان ایسناده است  با فرمان تبعید من.

" یرید أن یخرجکم من أرضکم "

می دانم اگر قطعه زمین پستم را به بیکرانه های خدا ضمیمه کنم ، سند شش دانگ وسعت نصیبم می شود

" یا عبادی الذین أمنوا إن أرضی واسعه"

وهابیت درونم ، مسجد را ویرانه کرده است ، محراب را تسخیر و مرا آواره .

ولی باور من این است که سنگ بنای من از آغاز ، مسجد بوده است .

"لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم"

گرفتار حراج بزرگم . حراجی که همه ی مرا می خواهد .

پروتکل یهودیت من می خواهد تا یوسف آرمانم از نظرم بیفتد.

"اقتلوا یوسف او اطرحوه أرضا یخل لکم وجه أبیکم"

خدایا !

به چله ی کمان نگاه مهدی ( عج )که دل ها را با همان تیر اول صید می کند

"وانظر إلینا نظره رحیمه" ،

مخواه تا سرزمین دل ما به  مهر تو بایر شود .

" ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و ابصارهم غشاوه"

این آیه را در بوم من ترسیم کن که :

"و تری الأرض هامده  فاذا أنزلنا علیها الماء اهتزت و ربت و انبتت"

به حق رجب المرجب آمین