ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٢٤ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

رسول فرمود :

علی جان  !برای ابی دجانه نامه ای بنویس که پس از آن  هیچ آزاری به او نرسد.

علی فرمود:

یا رسول الله ! چه بنویسم؟

فرمود: بنویس

 


بسم الله الرحمن الرحیم

هذا کتاب من محمد النبی  العربی الامی التهامی الابطحی المکی المدنی القریشی الهاشمی صاحب التاج  و الهراوه...

و سجاد (ع) در مقام مناجات چنین طلب کرد:

خدایا در لوای اسلام عزیزت ، به تو توسل جسته ام و به حرمت قرآن زلالت به تو اعتماد کرده ام. و به یُمن محبتی که نسبت به نبی امی قریشی هاشمی عربی تهامی مکی مدنی در دلم می جوشد ، به مقام قرب تو امید بسته ام .

آنچه از القاب خاتم انگشتری هستی آمد ، نماد پیامبری است مهرورز ، که سیطره ی حکومت مهربانی اش تمامی عصرها و نسل ها را فرا گرفته است .

مقام و منزلت او آن قدر بالا بلند است که انبیا و اولیا  از درک آن عاجزند.

رسول می فرماید:

در قیامت مقام بهشتی ام را برای تمام انبیا و اولیا و شهدا و صدیقین عرضه می کنند.

- این جایگاه محمد است .

هلهله می ییچد:

_ خوشا به حالش .

و خود چنین روایت می کند :

- بر سرم تاج پادشاهی و اکلیل کرامت است . علی ، نزد من است و بر دستش پرچمی است که بر آن نوشته شده :

لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، المفلحون هم الفائزون بالله

و این پرچم ، ردای حمد است .

و از کنارمان پیامبران عبور می کنند ، و ملائک  نیز .

 و چون به همراه علی بر بالابلندی  قرار می گیریم ، سرهای انبیا و اولیا و شهدا و صالحان به قبله ی آسمان اقتدا می کند :

- خوشا به حال این دو بنده  . خدای چه زیبا کرامتشان کرده است !

و ندایی  فراگیر می شود :

- این حبیب من ، محمد است . و این ولی من علی ابن ابیطالب است.  خوشا به حال آنان که آنان را دوست بدارند .و وای بر آنان که بر آنان غضب کنند و یا آنان را تکذیب نمایند.

و در این بار عام ، فوج فوج انبیا و ملایک نزدمان می آیند .

کلید دار بهشت می آید :

- سلام بر تو ای رسول خدا !

- و سلام بر تو ای کلید دار بهشت !

- سلام بر پادشاه خوشبوی زیبا صورت کریم ! من رضوانم . کلید دار بهشت . خدای امر کرده به محضرت شرفیاب شوم و کلید های بهشت را تقدیمت کنم .

و من کلید ها را گرفته ، حمد خدای را به جا آورده  و به دست علی می سپارم .

و این بار خازن ، کلید دار  جهنم می آید:

- سلام بر تو ای حبیب خدا!

- و سلام بر تو . چه چهره  ی نازیبایی داری ؟

- من مالک ، کلید دار جهنمم .  خدای امر کرده تا کلید های جهنم را نزد تو آورده ، تسلیمت کنم .

من حمد خدای را به زبان و دل جاری می کنم و کلید ها را گرفته و به برادرم ، علی می سپارم .و علی زمام امور بهشت و جهنم را به دست می گیرد . زبانه های آتش بر علی سلام می کند .

و علی فرمان می راند:

آی زبانه های آتش ! محبانم را فرو گذارید و دشمنانم را فرا گیرید .

و جهنم ، همچون غلام  گوش به فرمان علی است .

علی ، آن روز قسیم النار و الجنه است .