ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٧ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

شاید ندانستند این چشم انتظاری را
یا آنکه نشنیدند آواز قناری را
تا صبح جا ماندند در یک هجمه ی سنگین
گویا  نفهمیدند این شب زنده داری را
آیینه ی امید من را ناگهان دیدند
با چنگ خود کندند این آیینه کاری را
دیدند من در بام معنا غرق فردایم
کندند از جا پله های اضطراری را
هر جا که شد پشت من تنها لغز خواندند
با عقل  له کردند این عشق خماری را
اما تمام باورم در پستوی نی بود
تا صبح نی می خواند آواز  اناری را