ناودان معنا
 
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۸ توسط علیرضا فتحیان | پيام هاي شما ()

رکاب هستی بی نگین بود و دست راست عالم برای اقامه ی نماز عشق ، عقیقی می خواست تا لحظات خلوت با خدایش را شاهد باشد.

و نگین عقیق هستی در میان مردم ناشناخته مانده بود :

ألم یجدک یتیما ...

و یُتم ، یعنی دُرّ ناشناخته .


 

راز این بود که عقیق عالم باید از داشتن پدری مهرورز و مادری فداکار محروم بماند و در نسیم مهر الهی ، بی واسطه ، غرق شود .

و عقیق عالم در میان مردمی می زیست که حتی با زمین معنا نا آشنا بودند ، بماند آسمان معنا که برایشان وهم تلقی می شد :

و وجدک ضالا ...

این عقیق دردانه باید در خلوت مقدسی صیقل می خورد تا به آسانی در قاب رکاب هستی بنشیند

و خدا ، حرا را برگزید .

جایی خنک از نسیم دوست

با چشم انداری به عمق خانه ی مهر ،  کعبه ی شریف.

جایی کوچک اما بزرگ

با زمینی نرم برای آرامش محمد برگزیده .

از لقب های این بیکرانه ، " ساجد " است .

سجده هنگامه ای است که انسان با اختیار و در اقتدا به باورهای توحیدیش سر بر خاک می ساید و بالاترین عرصه حیات را به خشوع و خضوع وا می دارد .

گویی انسان ،  افق های در ظاهر بلند خود را زمین می نهد تا خدای آفاق برایش افقی آسمانی اهدا کند .

این یک بده بستان عاشقانه است . من می بازم تا تو ببری . و مگر کسی که برد خداوند را می خواهد ، می بازد؟

سجده ، گریزگاهی است که شیطان از عبور از آن و همراهی با بنده ی خدا جا می ماند .

خدای به رسولش فرمود :

و کُن من الساجدین  حجر-98

و کُن در این آیه ی نور ، جزیی از فرمان خداست که فرمود :

إذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون  یس – 82

خواست خدا ، به سرعت محقق می شود . و چه بنده ای فرمان پذیر تر از رسول خاتم حضرت محمد مصطفی ( ص ) ؟

سجده زمینه ای است برای :

1-      نزدیکی به ساحت بی مساحت خدا

2-      زمینه ای برای بیمه کردن بینش ، کنش و نگرش از شر وسوسه های شیطانی

3-      زمینه ای برای استجابت دعا

و رسول اعظم ( ص) به جمعی از یارانش فرمود :

أعنّا بطول سجود

ما را در استمرار و انس با سجده یار باشید .

و نگاه بر صورت خورشیدی نبی که می کردی ، می دیدی که به پیشانی فراخ او نوشته شده بود:

سیماهم فی وجوههم من أثر السجود

و رسول نور فرمود:

مرا مأمور جمع آوری مال نکردند ، که این خصلت تاجران است .

بر من وحی کردند که لحظاتم را با ذکر تسبیح خدا معطر کنم و با سجده ، انسی عاشقانه داشته باشم .

و فرمود : من در سجده هایم به این آیه اقتدا می کنم که :

وأعبد ربک حتی یأتیک الیقین

و همین رسول مهر و شور و شعور و معرفت ، برای فردای امتش سفره ای پهن کرده است فراخ .

از لقب های عمیق او ،  "صاحب لوای اکبر" است

پرچم در نبردها ، نقطه ی پرگار عاشقان است . گردش جمع می شوند و فرمان می شنوند . هر سپاه با نماد و نمود پرچمش شناخته می شود .

در عرصه ی قیامت کبری رسول نور ، فرمانده ی سپاه محبین  است . پرچمی دارد فراخ که  خود فرمود:

پرچم من در روز قیامت هفتاد پاره است و هر پاره از خورشید فراخ تر .

و فرمود :

چهار پرچم در قیامت از آن من است . پرچم حمد " الحمدلله " ، پرچم تهلیل " لا اله الا الله " که متبرک به دستان علی است و در آغاز فرج عاشقانه امتم در اهتزاز است  و به واسطه ی پرچم و پرچمدار ، بر امت من حساب آسان – حسابا یسیرا – روا داشته می شود ، پرچم تکبیر " الله اکبر " که به دست عمویم حمزه است و گروهی دیگر از امتم بدان پناه می جویند و پرچم تسبیح " سبحان الله " که در دست جعفر است .

و ژرف است این راز که پرچم " سبحان الله و الحمدلله ولا اله الا الله  و الله اکبر " در دست خاتم انگشتری هستی است و در تمامی بهشت رود " سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر " از چهار چشمه ی قصر فاطمه زهرا(س) می جوشد .

بعثت ، زمان تاج گذاری عقیق بی مثال عالم بر رکاب عالم است . حالا عالم شیعه می شود .

دردمندانه برایت می نویسم که محمد درون ما هنوز یُتم ناشناخته است .

هنوز به خلوت دوست بار نیافته است .

هنوز حرایش را مسکن و مأوی نمی داند.

محمد درون ما هنوز زیر آوار باورهای جاهلی است .

هرچند مسروریم از سالروز تکرار بعثت دردانه ی عالم ، اما رسول نور وقتی مسرور خواهد شد که محمد ما مبعوث شود .

و دل ما حرای انس با خدای کعبه شود.

و در تکرار همین خلوت های مبارک بشنویم که :

بخوان بخوان بخوان به نام خدایت

آن وقت زبان باز می کنیم .

آن وقت عالم برای شنیدن حرف های ما گوش می شود .

آن وقت همه ی عالم پای منبر من و تو می نشیند.

چقدر حرا دلش برای محمد ما تنگ است .

چقدر خدا برای یک چهله محمد نشینی ما لحظه شماری می کند .

چقدر در تقویم ما جای مبعث خالی است.