مثل تیشه فرهاد

ابرهایم برای تو بارید

ای که باران ترین بارانی

در نگاه منِ بدون ابر

آی باران ! کمی نمی مانی؟

 

شنبه ها ، جمعه ی من شیدا

مثل جمعه لطیف و پر غوغاست

هفته ای دیگر است اما دل

جلد آن جمعه ی فراق شماست

 

کرت های دلم کویری تر

سفره ی آب ها ، عمیق عمیق

و رکاب نگاه من ، در راه

تا نشیند در آن رکاب ، عقیق

 

آی ! عمر عطش لب بام است

شوق ، از انتظار می میرد

گاه گاهی نفس زدن هایش

از پس ابر ، نور می گیرد

 

به فدای تویی که می بینی

که دلم بال می زند هر روز

به فدای تویی که می گویی

عمر تا هست ، در فراق بسوز

 

 

قلب آیینه ی زمین خاکی است

گاه گاهی کمی رمق دارد

شوق من مثل تیشه ی فرهاد

رغبت تق تتق تتق دارد!

/ 2 نظر / 7 بازدید
مجتبی

خاک پایت بوی باران میدهد بر تمام شهر دل جان میدهد جای پایت بوی مریم میدهد واژه های مرده را دم میدهد

jooybar

قلب آیینه ی زمین خاکی است گاه گاهی کمی رمق دارد شوق من مثل تیشه ی فرهاد رغبت تق تتق تتق دارد! زیباست خوش به حالتون من خیلی وقته نتونستم شعر بگویم احساس نابیه حس شعر گفتن