راس المال

دلم خیلی هوایی کربلا شده است . البته کربلایی پر عطش و بدور از قیل و قال و مداحی های رایج. کربلایی که بنشینم پای درس زینب سلام الله علیها . کربلایی که در بین الحرمینش دنیا و آخرتم را محرم کنم. کربلایی ناب و تنها با ترجمان اشک های ری کرده .

و با این شعر به استقبال محرم رفته ام

 

تا تو با سر آمد ، اما پای شوقش  بال شد

بر لبش شوق وصال بیکران تب خال شد

پشت سر ادبار را در قتلگاهش ذبح کرد

پیش رو ، خود جلوه ی اجلالی اقبال شد

آسمان درماند از اوج شکوه قتلگاه

قاف معنا ، بعد از او پاچالی گودال شد

بعد عمری روزه داری چشم های راهی اش

 بهر فطر وصل تو مشتاق استهلال شد

آیه ای شد در میان سوره کرب و بلا

تا قیامت ، آیه اش بر قلب ها  انزال شد

از کمال جان گذشت و بر تمام دل رسید

دل سپرد و عاقبت مجذوب استکمال شد

در محرم ، ساکن احرامی ذی الحجه شد

روز عاشورا ، نماد اول شوال شد

گشت بیت المال تو ، عرش تو شد کرب و بلا

حب او بر عاشقانش عین راس المال شد

14 شهریور 91

/ 6 نظر / 8 بازدید
gandolf

اینطور که شما شروع کردید و از قتلگاه مینویسید آدم رو نگران میکنه. این ها رو آدم میذاره کنار اون جمله "ان الموت احب الی مما یدعوننی.." شما.و میترسه...

حنان

بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد انشاالله به زودی با همان هبه ی کریمانه که منتظرش هستید، اکسیر عشق را به شما هدیه دهند که ... هرچند ما نمیفهمیم که این زردی از کجاست اما شما بین ما طلا بمانید! و برای ما هم دعا کنید. عزیزی میگفت ما گرسنگی روحمان را یادمان رفته بس که مشغول خاک شدیم. دعا کنید ما هم کمی بفهمیم

حنان

سلام بر gandolf عزیز ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟

مهدیه سادات

سلام این شعر سرشار از روح از محمد صمیمی تقدیم به شما شب نشین تو امید سحرش بیشتر است فطرس از هرچه ملک بال و پرش بیشتر است می گذارد همه را پای پریشانی تو هر کسی داغ دل شعله ورش بیشتر است خطرآلوده ترین تجربه عشق است، اما عشق در کار نباشد خطرش بیشتر است گریه و خنده به هم ریخته در چهره من مشکل عاشقی از این نظرش بیشتر است آنقدر غرق توام از همه جا بی خبرم لذت بی خبری از ضررش بیشتر است اوج هم لحظه ی زیبای صدا کردن توست نخل بالای سرش،برگ و برش بیشتر است سال ها در دل من یاد حرم خواهد ماند یادگاری به روی سنگ اثرش بیشتر است

[لبخند][لبخند]