سرعت نور

ترا می خوانم .

و آغوشت را باز کن برای کسی که به مناجاتت دل بسته است .

من به تو فرار کرده ام نه از تو.

من ناتوانیم را پیشکشت آورده ام تا مرا بازیابی.

 آقا ! تو که بهتر از من مرا می فهمی ...

تو که می دانی همه باورم رحمت توست .

هیچ کس مانند تو بلد نیست تا از مشق بخشش بنویسد !

آقا!مگر نمی خواستی عجزم را و اقرارم را ببینی؟

ببین . عاجزترینم . اقرار می کنم چموشی کرده ام !

تو می دانی اگر گناهان دنیایم کنار بروند ، از لباس فاخر بندگیت بی بهره ام .

آقا ! مگر می شود بگذاری کسی برهنه در میان جمع قدم گذارد؟

اصلا بگذار حرف آخر را بزنم...

آقای من ! اگر تو مرا به گناهم بخوانی ، من تو را با صدای بلند به عفوت می خوانم .

اگر مرا در کمند شعله های آتش بیافکنی ، در میان همان هیمه ها فریاد می زنم :

ای خدا ! به خدا دوستت دارم.

برگرفته از مناجات زلال شعبانیه

 

 

/ 3 نظر / 33 بازدید
مهدي

سلام وبلاگ با محتوايي دارين بهتون تبريك ميگم موفق و پيروز باشين [گل]

حنان

سلام چه خوب است که خودشان یادمان میدهند چه بگوییم. اگر نبود این دعاها شاید واقعا هرگز نمیدانستیم چه بگوییم. "ببین . عاجزترینم . اقرار می کنم چموشی کرده ام !" حنان از نامهای قشنگ خداست مثل همه ی نامهای دیگرش حنان یعنی بسیار مهربان، بسیار دلسوز... هروقت از همه جا ناامید میشوم همین نام کافی ست تا بارقه های نور و امید ببارد. ما هم حتما قدرت داریم با سرعت نور پرواز کنیم. نمیدانم اگر بارعام خداوند نبود در این ایام مبارک ، امثال من چه میکردند. حالا میشود برایم بگویید اگر کسی رجب و شعبان را از دست داده باشد، ابن سبیل این دنیا باشد! ، اما دلش از این ماندن گرفته باشد ، برای رمضانش چه کند؟

نیست

سلام.اگر کسی همه ی عمرش را جامانده باشه چی؟