خواستگاری

پیامبری که صاحب رایات الکبری است . و پرچم های او در عرصه ی قیامت همه را در سایه ی مهر و آرامش قرار خواهد داد ،مگر آنان که خود و بر اساس اختیار به آتش پناهنده شده باشند .

و چه رمز عجیبی است که اولین دندانه ی کلید شعبان المعظم نام پرحلاوت حسین ابن علی ( ع ) است . نامی که اکسیر همه دردها و شاه کلید همه قفل هاست .

در قرآن شریف آمده است که " فتلقی أدم من ربّه کلمات " . در منابع تفسیر است که خداوند برای رهایی آدم ( ع ) به او کلمات اکسیری را آموخت . 

" انه رای ساق العرش و اسماء النبی  و الائمه "

و جبراییل امین کلید رهایی را چرخاند :

- یا آدم ! بگو یا حمید بحق محمد

یا عالی بحق علی

یا فاطر بحق فاطمه

یا محسن بحق الحسن و الحسین

و منک الاحسان ( الدر الثمین )

و قلب آدم شکست . خدا ظرفش را شکست تا ظرفی فراخ تر به او بدهد .

حسین ابن علی  ، برفرازترین آیه ی قرآن خداست . به هنگام ترین میهمانی خدا . 

یا أیتها النفس المطمینه نماد و نمود اوست . و فجر در قسم های معنادار خداوند در سوره ی فجر ، نشانه ی  رجعت او در آخر الزمان است .امام جعفر صادق ( ع ) فرمود : هر که در نمازهایش  حلاوت سوره ی فجر را درک کند - که همان سوره ی حسین ابن علی است - در روز قیامت با او در درجات بهشت همنشین خواهد شد .

و  قرآن نازل شده ی خدا در هنگامه ی عاشورا ، چه راز آلود تنزیل می شود که "و لیال عشر " ،  و چه رازی است که قرآن به جای ده روز عاشورا به ده شب اشاره می کند .

و راز آلود تر حکایت شفع است و وتر. اگر خلفای دمکرات ، مسیر رود جادانگی را به مرداب سقیفه  کج نمی کردند ، می دیدیم که چگونه شفع عالم حیات یعنی حسین ابن علی ( ع ) و زینب کبری ( س )  در تفاسیر قرآنی خوش می درخشیدند .

حسین ابن علی ( ع ) صاحب نفس مطمئنه است . او به درجه ای رسیده است که رضایت دو طرفه ی  خدا و او را قرآن تایید کرده است . راضیه مرضیه .

رسول خدا ( ص ) فرمود : نام  او به عنوان صفوه الله بر ساق عرش خوش می درخشد .

 کشتی حسین ابن علی ( ع ) فراخ تر از آن است که تنها زوج هایی از موجودات طالب حیات بدان بار یابند . امسال حسین ( ع ) به خواستگاری رسول های ترک دیگری خواهد آمد . رسم اوست که در خیمه های من و تو پا می گذارد و ما را برای خدا خواستگاری می کند . کافیست با اشک بیرونمان را بشوییم و با استغفار درونمان را آذین کنیم .  او کسی است که سابقه ی نامه نگاری های مهرورزانه را دارد :

بسم الله الرحمن الرحیم. ... من الحسین بن علی ابن ابیطالب الی سلیمان لبن صرد...

راستی! صندوق پستی فعالی  داری  که نامه ی  او را دریافت کنی ؟

بیا مثل آدم - جدمان - از سرمشق جبرییل تمرین کنیم:

یا حمید بحق محمد

یا عالی بحق علی

یا فاطر بحق فاطمه

یا محسن بحق الحسن و الحسین

و منک الاحسان

ما را در کربلایی ترین لحظات زیستمان بمیران!

ما را  بر حسینی ترین نقش های عالم موفق بدار!

ما را در عاشورایی ترین شب هایت به وتر توحید برسان !

ما را و سرزمین اندیشه ای ما را  میزبان دعاهای شبانه نایبه الزهرا ، زینب کبری ، قرار بده !

رستنگاه باورمان را قتلگاه او  و معراج اندیشه مان را خیمه گاه او قرار ده !

آمین.

 

 

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
مشتاق منتظر

التماس دعا

حنان

سلام باز هم فقط یک جمله گویای حس من است: غلام آن کلماتم که آتش انگیزد. من با عاشورا و کربلا خیلی غریبه ام. چه خوب که شعبان هم عاشورایی ست. سوره ی فجر... یک تصویر در خطرم است: سحرگاه یک روز زمستانی در حسینیه حاج همت ،دوکوهه، پیش نماز در نماز صبح با صوت محزونی سوره فجر میخواند. حس میکردم ستونهای حسینیه دارند به ستون حنانه اقتدا میکنند و از نامه امام حسین یک جمله فقط شنیده ام که آتش به جان میزند(در نامه به حبیب بن مظاهر): من الغریب الی الحبیب گاهی به زهیر میاندیشم. کمینگاه عشق امام حسین عجب سیطره ای دارد.

gandolf

عجیب است که حسین فاطمه ، نمیگذارد هیچ وقت بفهمی که چقدر با خوب ترین خوب ها فاصله داری. از بس که وقتی نام قشنگش میاید همه ی این فاصله ها بی معنی می شوند این جا همیشه نسیم عجیبی می وزد. از حسین فاطمه که می گویید اما، یک طور عجیبی حال و هوا عوض می شود. انگار این نسیم بوی سیب میگیرد..

.

ببخشید و با عرض شرمندگی من ارتباط تیتر مطلب با خود مطلب رو نفهمیدم!!

.

سلام منظورم این بود که اگر ارتباطی هست راهنمایی بفرمایید منم بفهمم! ممنون!

حنان

سلام راز عجیب در من الغریب... همیشه فکر میکردم امام رضا چون اینجا تنها هستند غریب خطاب میشوند. نه غریب، که غریب الغربا. اما اگر غربت به "تنهایی فیزیکی" بود خب حالا باید این نام برداشته میشد! قصه عمیق تر و رازآلودتر از این حرفهاست. دست ما کوتاه و خرما برنخیل... یک شعر در مورد غربت امام رضا خیلی به دلم نشست: برای اینکه در اینجا غریبگی نکنی کبوتران همه ته لهجه ی عرب دارند و در مورد غربت امام حسین هم اصلا حسم را نگویم بهتر است!

فاطمه رهروی

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب

فاطمه رهروی

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد افسوس که سنخیتی نیست بین ما و او برای امید داشتن به طلب شدن از بس که به زمینی شدن دل داده ایم گهگاه به ان نگاه دلربا می اندیشم که زهیر را کشته کمند خویش ساخت زهیر عثمانی مذهب بود و در جنگی مقابل امیرالمومنین علی علیه السلام ایستاده بود چگونه شد که چنین محول شد

فاطمه رهروی

در وجود زهیر چه بود که ان نظر رحیمانه با ان طراوت بر جانش نشست؟ چون زهیر در ظاهر عناد داشت و شاید در ظاهر طالب ان نظر و عنایت خاص نبوده جون بعد از ان که پیک امام به خیمه او امد و امر امام را مبنی بر ملاقات با او مطرح ساخت همسر ایشان محرک او برای پاسخ به دعوت امام حسین علیه السلام بوده است