واژه های تصادفی

شقیقه هایم می زند

همراه با نبض خفته در رگ های باورم

و گیجگاهم

انباشته از فریاد است

واژه ها بادنده سنگین  می آیند

رگ هایم دچار ترافیک شده است

گاه دوربین ها ی نامحسوس

گردش به چپ واژه هایم را ثبت کرده اند

خیلی از همین واژه های سرکش

 لت و پار شده اند

خدا رحمتشان کند

اما چاره ای نیست

باید فریاد زد

هر چند گوش ها انباشته از

انفجار بمب هاست

خطوط ممتد راه

نماد حکومت نظامی اندیشه های جامد است

امسال

سوگوار کوت کوت واژه های تصادفی ام هستم

28 اسفند 1389

 

/ 1 نظر / 27 بازدید
حنان

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟ که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم