ادراک زنده

مهمیز های حادثه ای زخم کرده است

پهلوی بغض کوت مرا ،شره کرده خون

کاریز های سینه ی من بی قرار تر

جاری شده است در تن کرتی کویر گون

یا ایها العزیز! شبیخون بغض هاست

آرام کن دلی که شده بی تو اشک گون

چشم بهاری من و ما ، غرق بارش است

ای نام تو برای همه رامش و سکون

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر

چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

از انعطاف توست که دل ، نبض می زند

از چشم های توست که شوق است ذوفنون

تصویر ذهنی من و ما ، جمعه ای خوش است

زین روست عقل ما به هوای تو در جنون

ای آسمان! ببین که زمین بی قرار توست

با تو است از فریب زمانه ، زمین مصون

/ 8 نظر / 7 بازدید
jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

jooybar

ادراک های زنده ی ما در غبار هجر چون ماهیان دور ز رودند ، واژگون

قاصدک

سلام چقدر این ادراک زنده است... چقدر جاری و روان است. چشم مرا با چشمهای ابری آسمان همراه کرد کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد...

حیفاء

عرض سلام و ادب پروفایلتان را خواندم و لذت بردم منهم تلاشم نویسنده شدن است به معنای واقعی کلمه تا آنطور که باید رسالتم را انجام دهم بنویسم از او که به قول شعر شما از انعطاف اوست که دل نبض میزند... قلم رنجه فرمودید با حضور دوباره تان خوشحالم میکنید یا حق