حسن سوء استفاده

اقتصاد  ،گام به گام حریم های بی پشتوانه ی دین را اشغال می کند. دیده بانان به جای نگاه به بیرون ، سرگرم  تقسیم غنایم هستند . به هر حال همه ی کسانی که  روزی برای حضور در عرصه ی سیاسی کشور خبرگزار شدند و روزی عضو هیات مدیره ی شرکت ها ، امروز باید از قافله ی بانک داران و بانک بازان عقب نمانند.

حریم مظلوم دین آنقدر جسورانه مورد تجاوز قرار می گیرد که بانک ها برای وصل عید فطر به عید غدیر ، با کیسه های آویزان طلا به استقبال مردم می روند.

و آن قدر مظلوم تر ، که روزی برای جلب نقدینگی مردم ، به چهره ی حج خراش می زنند. دولت محترم و شورای عالی حج تصمیم می گیرد تا برای ده سال حج مفرده را پیش فروش کند . یادمان باشد دولت های پیشین با همین توجیه نوزده سال حج تمتع مردم را پیش فروش کردند . ... و بخاطر دغدغه ی بسیار شدید سیسستم بانکی بدون ربای ما ! منابع مالی خود را صادقانه و بی شائبه با نام وام جعاله ، برای نام نویسی به مردم هبه می کند و حتی برای ایجاد نشاط در مردم ! اقدام به ثبت نام پیش از موعد کردند.

سوال این جاست که مردم چقدر دغدغه ی آن را دارند که سرمایه های سرگردان خود  را که از بازارهای بورس و طلا فروشی ها سر در می آورد ، در راه حج صرف کنند ؟

به نظر می رسد آنان که به یمن حرکت های ناشیانه ی اقتصادی بورس باز و سکه باز شده اند ، حتی اگر به تدین خود بیاندیشند ، به راحتی فیش های حج عمره و تمتع را ابتیاع می کنند و حوصله ندارند برای سال 93 به بعد زنبیل در صف بگذارند . این پول ها - که اکنون در چاه ویل بانک ها انباشت می شوند ، پول های با پشتوانه ی ایمان مردمی است که طلای همسرشان را برای حج فروخته اند . چه زیبا بود دولت سرشار از شعار  و در جستجوی انسان کامل ، پول هایی با چنین پشتوانه هایی را به بازی نمی گرفت .

البته یکی دیگر از اثرات این حرکت کاملا فرهنگی! ایجاد بازار خرید و فروش فیش ها در طی سالهای آتی است که خود به اشتغال زایی کمک می کند.

سوال نهایی این است  : سال ها حج تمتع مردم  و اکنون حج عمره را که پیش فروش کرده ایم . به نظر کاشفان اقتصاد روزآمد ، دولت های بعد چه چیزی را پیش فروش کنند ؟ سفر به مشهد الرضا ( علیه السلام ) را؟

خدا کند روزی برسد که دین با همه صلابتش به عنوان رکن اساسی تعاملات به رسمیت شناخته شود و اقتصاد و همه ی امور دیگر در سایه ی آن عرض اندام کند.

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
قاصدک

سلام چقدر اقتصاد ما جای اصلاح دارد... یادم است "اقتصاد اسلامی" و "حسابداری اسلامی" در دانشگاهمان برای من یک رویا و برای اساتیدم یک لطیفه ی خنده دار بود! قضیه ی وام را که امروز رسما اعلام کردند حرام است اما خب بقیه ی قصه چقدر حلال است ،خدا میداند. با احترام ویژه ای که برای وزیر اقتصاد قائلم انتظار بیشتری از اقتصاد این دوره میرفت. شاید هم انتظار نمیرفت! (البته ایشان هم با مسئولیت جدید خود در ورزش مملکت سرشان شلوغ میشود. بالاخره مدیران ارشدند دیگر!) چقدر دلم میخواست از این ثبت نام حج بنویسید.

قاصدک

ببخشید که اینها را اینجا مینویسم، کمی حرف دل است! چند روز پیش تلویزیون "قصه های مجید" را پخش میکرد. ذهنم تا کودکی خودمان رفت. و حتی کودکی و نوجوانی نسل قبل از ما فکر میکردم که قدیمتر چقدر بچه ها به خودشان متکی بودند. بچه های قدیم آرمان داشتند. همیشه چیزی بود که برایش تلاش کنند. حس میکنم خلاقیت و آرمان در نسل جدید ما کم شده. "امید من به شما دبستانی هاست" دبستانیهای آن روز کجا هستند امروز؟ چه شد امید امام خمینی؟ دبستانیهای امروز کجا هستند؟ انگار هرچه رفاه عمومی بیشتر شد پرداختن به اصل زندگی کمتر شد. قرار بود ما با رفاه فراغت بیشتر پیدا کنیم که "فاذا فرغت فانصب" نمیدانم چه شد! "رهبر ما آن طفل 13 ساله است که..." کاش من هم کمی "فهمیده"تر بودم! راستی از بالادست نمینویسید؟ از آن بالادستی که الحق این ایام غریب مانده. از جنوبی ترین سرزمین معنا...

قاصدک

بازهم سلام شما و دوستان مخاطبتان که به پرحرفی قاصدک عادت دارید ، پس با اجازه تان مطلب زیر را مینویسم. وقتی خیلی از وضع اطراف شاکی بودم در انتهای کتاب "اخبات" مرحوم صفایی حائری به نکات جالبی رسیدم. بخشی از آن: ما یاد گرفته ایم فقط بهانه بیاوریم و غر بزنیم که نمیگذارند کارکنیم یا جامعه منحرف شده و دیگر نمیشود کاری انجام داد و ... در حالیکه هرچه مشکلات زیادتر شود، تکالیف بیشتر میشود. در جامعه ای که ابتلاها آمده ،امراض آمده،سیاهی ها آمده ،همینها موضوع کار تو هستند...مشکلات موضوع کار رسول است نه مانع کار او.اینجاست که خدا با رسول خود وداع نمیگوید و او را رها نمیکند:والضحی واللیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی" که وداع و رهایی آنجاست که رسول کار خود را رها کرده باشد. مرض برای مریض ،مشکل و سخت است ولی برای طبیب موضوع کار اوست. *شاید یکی از تفاوتهای نوشته های شما با غرزدنهای امثال من همین جاست. خدا کمک کند تا من هم بتوانم کاری کنم کوچک عمیق اثرگذار

بی نام

حرف هایت پر حرفی نیست قاصدک ، بلکه بسیار به جا و اثر گذار است و تفسیر نوشته های اینجا. از فهم عمیق تو ممنون

قاصدک

سلام بر بی نام از لطف شما ممنون "تفسیر نوشته های ایشان" را واقعا موافق نیستم. همان "پرحرفی" توصیف بهتری ست!