حسین علیه السلام و همسرش

داستان اسلام آوردن امرء القیس در زمان عمر در منابع نقل شده است. وی که از قضاعیان بود در مدینه اسلام آورد و توسط عمر حتی قبل از این که یک نماز خوانده باشد، به عنوان فرمانده مسلمانان طایفه قضاعه انتخاب شد. وقت رفتن با علی بن ابی طالب و حسنین (علیه السلام) روبرو شد. امام اظهار تمایل کرد تا دختری از دخترانش را به عقد یکی از فرزندان پیامبر درآورد. او سه دخترش را یکی به علی بن ابی طالب و و دو دیگر را حسنین (علیه السلام) داد. رُباب، سَلمی و مَحیاه این سه دختر بودند. محیاه زن امام علی و صاحب فرزند شد. سلمی همسر امام حسن گردید و رباب همسر امام حسین. (علیهم صلوات الله).

امام حسین (علیه السلام) رباب را بسیار دوست می داشت و در اظهار این دوستی هیچ تقیه ای نداشت. این ویژگی خاص او و از روحیات شخصی اش بود. آنچه در منابع از شعر امام حسین علیه السلام در این باره نقل شده، بسیار مشهور است:
لعمرک إنّنی لأحبّ دارا تکون بها سکینة و الرّباب‏
اُحبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس للائمی فیهم عتاب‏
و لست لهم و إن عتبوا مطیعا حیاتی أو یغیبنى التراب‏
به جان تو سوگند، من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.
آن دو را دوست دارم و تمامی اموالم را در این راه می بخشم و برای ملامتگرم حاضر به پذیرش عتاب نیستم.
من مطیع کسانی که من را عتاب کنند نیستم، در تمام زندگی ام و تا وقتی که روی در نقاب خاک کشم.

در مقابل رباب نیز فداکارانه امام حسین را دوست داشت و گفته اند که وقتی امام حسین به شهادت رسید، یک سال سر قبر او بماند. من این را تعبیری شاعرانه می دانم نه واقعی، اما به هر حال، تعبیری از روی عشق و دلدادگی رباب به امام حسین است.
همین محبت و دوستی است که سکینه را نیز اهل شعر و ادب و دوستی بار آورده است. نقل کرده‌اند که امام حسن (علیه السلام) از این که بی پرده از محبت خود نسبت به همسر و دخترش می‌گوید، گلایه کردند، اما امام حسین باز هم بر این محبت تأکید کردند. گویند که رباب پس از امام حسین، خواستگاران زیادی از قریش داشت که رضایت به ازدواج نداد، گرچه برخی گفته اند که تنها چند روزی پس از عاشورا زنده بود (البدایة و النهایه: 8/210).

سکینه هم زن برزگی در تاریخ اسلام شد و روحیات شاعرانه او در همه منابع مورد ستایش قرار گرفته، گرچه شاید اندکی اغراق هم شده است.. جالب است که نام اصلی سکینه امیمه بوده و بسا سکینه نامی بوده که امام حسین (علیه السلام) به خاطر آرامشی که در کنار دخترش داشته، به او داده و بر نام اصلی او غلبه کرده است. (بنگرید: مقاتل الطالبیین، ص 94) در باره سکینه نوشته اند: و کانت سکینة من الجمال و الأدب و الفصاحة بمنزلة عظیمة، کان منزلها مألف الأدباء و الشعراء (منتظم:‌ 7/175).

در باره روش محبت آمیز امام حسین علیه السلام توجه به این روایت نیز جالب است:
کنیزى دسته ریحانى را تقدیم امام حسین(علیه السلام) کرد. حضرت در برابر او را آزاد کردند. به حضرت گفته شد که شما تنها براى یک دسته گل کنیز را آزاد کردى؟ حضرت فرمود: خداوند در قرآن ما را چنین ادب آموخته است که «و اذا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّة فَحَیُّوا بِأَحْسَنِ مِنْها أو ردّوها». شما پاسخ سلام و تحیت را به بهتر از آنچه خطاب شما گفته شده بدهید. بهتر از دسته گل، آزاد کردن او‌بود.


/ 3 نظر / 10 بازدید
حنان

گاهی لازم میشود در فضای خفه ای که ساخته ایم نفس بکشیم این پست یک نفس عمیق بود. خدا شما را حفظ کند. اللهم و کما اکرمتنا بمعرفته فاکرمنا بزلفته و ارزقنا مرافقته و سابقته

نورا

و اون وقت بیشتر مذهبیون ما همه این رفتار ها را زشت و زننده و متعلق به نسل خام و بی تجربه جوون می دونن که سرشون از هوای جوونی پره !

زهرا

متن زیبایی بود، استفاده کردم اما: باور اینکه امام حسن از یک رفتار امام حسین گلایه کرده باشند خیلی سخت است چون آنها هر دو معصوم بودند و نه گناه می کردند و نه اشتباه و رفتار همه معصومین مورد تایید همدیگر و موازات با هم است چون همه الهی اند و الهی می اندیشند و الهی حرف می زنند و الهی رفتار می کنند. این تعارض بزرگ برایم قابل فهم نیست. و حتی اگر این گلایه صورت گرفته باشد باور این که امام حسین باز هم رفتار خود را که از نظر امام حسن اشتباه بوده تکرار کرده اند و حرف برادر خود را که امام ایشان هم بوده و مطیع او بوده اند و خواست ایشان را بر خواست خود ارجح می دانستند نادیده گرفته اند، خیلی سخت است.