راز مباهله

این روزها ، سالروز حماسه ای است که تمام دین در قامت رسول خاتم (ص) و اهل بیت آسمانی اش  ( صلوات الله علیهم اجمعین ) ،  در قاب زیبای مباهله رخ نموده است . افسوس که مباهله هنوز برای رسانه ی ما ، تاریخی است که باید گفت و گفت و گفت.

در این مجال اندک برخی غواصی های مباهله را می نویسم . این ها تنها اندکی از مروارید هایی است که از عمق غدیری مباهله توسط نویسندگان  و مفسران به دست آمده است.

1- عرصه ی مباهله ، عرصه ی محاجه است . وقتی استدلال می ماند .  وقتی قرار است دل نوشته سرود. باید برای قوت قلب چیزی ارائه داد.

2- همان گونه که در آیه 61 سوره شریف آل عمران آمده، این محاجه پس از ارائه استدلال و معجزه است . قومی با همه ی دیده هایشان باز تردید کرده اند.

3-" ابن " در این آیه نماد عمل است . اولین پیشخوان آورده رسول خاتم و اهل بیتش کردار ناب و خالص توحیدی است.  همان که شاخص شخصیت آسمانی هر بنده ای است .

4- "نساء" در این آیه نماد تعلقات است . رسول خاتم ( صلی اله علیه و آله) همه ی  تعلقش را در وجود بی بدیل محدثه وحی ، حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) ترسیم می کند. در این برهه از زمان رسول خاتم ، نُه همسر دارد و ام سلمه به عنوان یار همدل و همراه ، در کنار ایشان است ، اما  فاطمه ، تمام آرمان و تعلق رسول اعظم است. ایشان همه ی فرداها و آفاق را در نگاه دخترش فاطمه یافته است.

5- و "نفس " در جلوه ای ملکوتی ، علی ( علیه السلام ) است .  امیر المومنین به استناد همین آیه بر همه انبیا و رسولان افضل است . اما بطن دیگری نیز در نفس است . نفس در این آیه ، هویت من فردی و به عبارتی " من مقدس " همه ی ماست.

مباهله در زیست ما جاری است . روزی فرا خواهد رسید که من و تو در برابر همه ی  کسانی که پس از باور ، ما را نادیده انگاشتند ، قرار می گیریم . این عرصه می تواند کاری باشد که از دست می دهیم . و یا موقعیتی که برای به دست آوردنش به زمین و آسمان می زنیم.

امروز ، بهانه ای است تا ببینیم برای هماوردی با آن ها چه داریم؟

کرداری پاک؟

تعلقی خدایی؟

هویتی کشف شده و بالغ؟

اگر دارید ، بسم الله...

 

 یادمان باشد تا ما در افق وهمی جامعه پیرامونمان نفس می کشیم ، مباهله ی ما فرا نمی رسد.

و وقتی شش هایمان را را از فهم سیراب کردیم ، باید آماده باشیم تا همین محیط پیرامون ،  ما را به مباهله - و نفرین(اشاره به بخش ثم نبتهل در آیه ی 61.مباهله درواقع نوعی دوئل است و قرار است یکی از دو طرف ، طرف دیگر را نفرین و نابود کند ) - فرا بخواند.

و یادمان باشد اگر فصل مباهله ی ما ناخوانده بماند ، روزی با خشم مقابلمان خواهد ایستاد که : چرا برای ما در زیست دنیاییت جا باز نکردی؟

و یادمان باشد عصر ظهور ، عصر انسان های مباهله کرده است.

و دعای فرج بدون حضور و عبور از مباهله ، تأثیر ندارد.

یادمان باشد هویت " من مقدس " ما ، دعای فرج واقعی ما برای ظهور امام حاضر ناظر است . او که در باند فرودگاه ایجاد شده ی " من مقدس " ما فرود خواهد آمد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
قاصدک

سلام این بخشی از نوشته ی خانم فاطمه شهیدی است در کتاب "خدا خانه دارد". درست است که باید واژه های خودمان بجوشد اما این سرقت ادبی را بگذارید به پای معرفی این کتاب که روح قشنگی دارد. اسقف ما میگوید: تو را به روح عیسی مسیح بگو آن دوتا بچه دست هایشان را بیاورند پایین. بگو آن خانم از زمین بلند شود. بگو آن بلند بالا که شانه به شانه ات ایستاده، نگاهش را از آسمان بگیرد. اسقف ما میگوید:اینهایی که من صورتهایشان را میبینم، اگر نفرین کنند نسل ما از زمین بر می افتد. میگوید: بگو ما تسلیمیم. رازهای مباهله را حالا حالاها مانده که امثال من بفهمند. اما دردناک اینجاست که دنیا منتظر ما نمیماند. اگر ما نفرین نکنیم دنیا را نفرین میشویم! در این دوئل نمیدانم آیا من و نسل من آنقدر هوشیار و باذکاوت هست که به موقع اقدام کند یانه؟ سرزمین های بایر ما از این بی توجهی ما غیر ذی زرع شده. همتی ابراهیم وار میخواهیم انگار. با اعمال و تعلقاتمان...در جوار کعبه. خودی تعمیر کن در پیکر خویش چو ابراهیم معمار حرم باش در این بارش فضل خدا برای نسل ما دعا کنید

قاصدک

سوال 1.این جمله یعنی چه:وقتی قرار است دل نوشته سرود. باید برای قوت قلب چیزی ارایه داد." ؟ 2.بین این ایستگاههای زمانی چه ارتباطی هست؟ رجب با مبعث و ولادت امام علی،شعبان با نیمه ی مبارکش، رمضان با شبهای قدر. در یک فراز. و دوباره ذیقعده و ذیحجه در فراز دیگر تا اینکه به قربان و غدیر و مباهله میرسیم. و بعد از این فراز یک اوج است در عاشورا. البته میدانم نمیشود این همه راز را در یک عمر حتی گفت، چه رسد به یک نوشته. اما اگر میشود برایمان بگویید ما در عبور این ایستگاههای زمانی باید چگونه عمل کنیم؟ باید در هر ایستگاه چگونه باشیم؟ از آن به کجا برسیم؟

jooybar

من دلیل نفرین را نمی فهمم خیلی بده که 1راست بدون مقدمه چینی حرف میزنم ولی شما عادت کردید به این اخلاق بدم پیامبری که فرستاده شده هدایتگر خلق باشه و بوده و موفق هم بوده و برعکس باقی پیامبران هیچ وقت باوجود آزار قوم لب به لعن و نفرین بازنکرده ژیامبری که رحمه للعالمین هست نه رحمه للمومنین پیامبری که سراسر نور و برکته چرا نفرین؟؟؟؟؟؟ راز این نفرین چیه؟ باورش سخته میدونید این تناقض برای ظرف وجودی من بزرگه استاد چرا ما رسانه خوبی نداریم دیدید شبکه کلمه سنی ها رو؟ خیلی قوی هست و بیننده جذب کرده آیا ما آدمای استدلال کننده کم داریم یا عمق عزلت نشینیمون زیاد شده؟ آیا صلاح هست سکوت کرد؟ گفتم سکوت یادم اومد 1تناقض بزرگه تاریخی دیگه در ذهن من سکوت امام علی است چرا؟ چرا اول سکوت و چرا دوم سربازی امام حسن و امام حسین برای عمر در زمان جنگ با ایران؟ اگه حکومتی خلافه گسترشش که خلاف فاحش تریه ببخشید دوستان خوبم این سوالات جنبه انکار نداره 1سوال دیگه اینکه 1بار تو بحث امامت گفتید ما به واسطه امام عصر روزی میگیریم و باران بر ما نازل میشهفواقعا این درسته؟آیا شاعبه کفر در اون نیست شرمنده طولانی شد [خجالت]