چشم یوسف

قرآن فرمود : یوسف برادران حسود و عنودش را این گونه دید:

إنی رأیت أحد عشر کوکبا

آنان را کوکبی دید رخشان.

ساکنان آسمانی .

و حافظ فرمود:

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

باورم این است که در منظر چشمان مبارک یوسف ما کوکبیم.

آخر ،خانه اصلی ما آسمان است.   و یوسف ، بی تاب وصل ما از این خانه استیجاری به ویلای آسمانیمان .و باور یوسف مصر وجود این است : ما - با همه قصور و تقصیرمان - روزی برآستان او سر خواهیم سایید.

باورم این است ، که چشم یوسف با اختیار  بر روی تاریکی آغوش گشوده است و در ورای ظاهر، به باطن مستعد رویش ما چشم دارد .

و باور دارم چشمان امام حتی یک لحظه از ما دور نمی شود.

خود فرمود:

إنا غیر مهملیم لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم

نشانی من و تو تا دوست را لسان الغیب اینگونه می فرماید:

اگر میل دل هر کس به جایی است

بود میل دل من سوی فرخ

و نشانی دوست تا ما:

از چشم شوخش ای دل، ایمان خود نگهدار

کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

آلوده ای تو حافظ ، فیضی ز شاه درخواه

کان عنصر سماحت  بهر طهارت آمد

/ 4 نظر / 3 بازدید
فاطمه رهروی

ایکاش دیدگان قلب ما نیز تنها در برابر نور جمال باطنی یوسف جسارت دیدن می یافت و شوق نظرکردن و حیات یافتن در شاهرگ وجودش میجوشید و چشم میبست از سر خشوع بر هر آنچه غیر او

.

وقتی فکر میکنی یوسف تو رو میبینه و بهت گوش میده ، براش مینویسی. با شوق و باور. اما بعد یه وقتایی که دلت تنگه و ازش توقع داری، میبینی نیست. بعد یهو انگار با یه سیلی از خواب پریده باشی، با وحشت دور و بر رو نگاه میکنی و میبینی جدی جدی نیست. بعد فکر میکنی بوده، الان نیست. اما بعد ترش فکر میکنی ،چرا هیچ وقت به نامه های تو جواب نداد؟ چرا هیچ نشونه ای نبود که باور کنی تورو میخونه؟بعد به این نتیجه میرسی که نه اینکه بوده و الان نیست. کلا نبوده. و این میشه باور تو ما آدمای زمینی و ناقص به نشونه ها زنده ایم. خورشید پشت ابر رو هم باور میکنیم چون شعا ع های نورشو از لابلای ابرا میبینیم. چون دیروز ، بیرون ابر دیدیمش و فردا هم میبینیم. پس حالا که پشت ابره باور نمیکنیم نباشه. تقصیر امثال ما چیه وقتی هیچ نشونه ای نمیبینیم؟

.

خوش بحالتان که باور دارید

حنان

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند غلام نرگس مست تو تاجدارانند....