دعای کمیل یعنی حسین!

کبوتر پیش از پرواز تلاشش را با سقف و افق پروازش تطبیق می دهد . کبوتر می داند که افق پرواز عقاب برای او دست نایافتنی است .

دست های پرکشیده در سحرهای ماه مبارک رمضان و دلهای رمیده از قوت تن باید افقی را بیابد و متناسب با آن افق تلاشش را افزون نماید.

دردمندانه می نویسم که در کشورمان جلسات ملیح مناجات بسیار کم است . کم اند مناجات خوانانی که با لحن نمکین و اشک دیده شان به دور از نجواها ، قطعات همدلی و هم آغوشی مناجات را تا عمق جانمان کوچ می دهند.

مرحوم  میرهادی ها و مسجد امین الدوله ها کم کم افسانه ای می شوند که نسل فردای ما شاید آن را باور نکنند.

شب نیمه شعبان معتکف آغوش پر مهر امام علی ابن موسی الرضا ( ع ) بودم . یکی از مداحان مطرح کشور دعای کمیل می خواند . او در میانه ی دعا کلامی را گفت که حرف جانش بود . او گفت: برای ما مداح ها دعای کمیل یعنی حسین ... و پس از آن مقتل خواند.

نسل امروز ما بیش از نسل ما واژه دارد و مشتاق گفتگو است . بر نظام تربیتی کشور است که نگذارد این فرصت طلایی در پیچ و خم عشق های مجازی به تهدید تبدیل شود .

امید آن که جلسات نجوا با خدای عاشق مناجات در سرزمین ذهنی جوان تشنه ما احیا شود. در اینجا خوبست یاد کنم از معدود حنجره های نمکینی که هنوز سکوت شب ها را رنگ نجوا می زنند . مانند برادر خوبم جناب آقای بکایی

/ 1 نظر / 16 بازدید
آبجی سحر

مرا می‌باید که در این خم راه در انتظاری تاب‌سوز سایه‌گاهی به چوب و سنگ برآرم،از سفری به‌دیرانجامیده بازمی‌آید. بامی بر سر نیست نه گلیمی به زیر پایسبوئی نیست تا آب‌اش دهم، و برآسودن از خسته‌گی را مسافر چشم‌به‌راهی‌های ِ من بی‌گاهان از راه بخواهد رسید ای همه‌ی امیدها مرا به برآوردن این بام نیروئی دهید سلام عزيزم.طاعاتت قبول وبت عالي...وقت كردي به آبجي سحرم يه سربزن خوشحال ميشم روز خوش گلم...