تیتر روزنامه ها!

شرایط انتقال رفتارهایِ " بر اساس عادت" ،  به آرمانشهرِ عشق اعلام شد.

 

سیر مهاجرت معکوس زمین به آسمان  آغاز شد.

هشدارهای زیست محیطی کارشناسان درباره ی  خشک شدن سفره های زیر زمینی معنویت

ماموریت هیات چهارده نفره برای نجات  بشریت  فزونی گرفت .

شیرابه ی   زباله های  پوچ گرایی مهار شد.

زیر سطحی های دعا دیشب به سرزمین اجابت رسیدند.

دیشب چشمِ نگار های درهای ورودی به سرزمین خدا ، میلیونها جوان را از گیت  عبور دادند.

لابی غفلت و هوس در انتخابات دل داری ها ناکام ماند.

احکام قطعی هبوط میلیونها دل ، با رأی دادگاه توبه  لغو شد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
gandolf

آخ که فقط اگر کار خبر کرده باشید، اگر یک ذره توی محیط خبر و رسانه بوده باشید و دروغ و دغل ها و سیاست گذاری ها و مصلحت اندیشی ها و بزرگ نمایی ها و تحقیر کردن ها وهزاران عمل "مباح" دیگر را در حوزه ی دبیری و سردبیری خبر دیده باشید، حلاوت این جملات تا عمق جانتان می نشیند. از موضع سیاسی خاصی حرف نمیزنم. این نفس خبر و رسانه در تمام دنیای فعلی ماست. و این جملات که می نویسید، نمی دانم چرا فقط شیرین اند برایم. تحققشان دور به نظر می رسد. دور..دور..

gandolf

یک بار از این دغدغه ام در پروفایل نوشته بودم. اینکه تنها چیزی که این وسط قربانی می شود، حقیقت است. در مدتی که کار خبر می کردم حس کردم گیج و گیج و گیج تر می شوم. در اصول کار خبری است که هر خبر یک جان خبر دارد و بقیه ی حواشیش به فراخور اینکه چقدر متناسب با این اصل مطلب هستند، می توانند بمانند یا حذف شوند. خوب تا اینجا می شد امیدوار بود که پس یک "حقیقتی" هست که همه چیز حول محور آن می چرخد. اما امان از وقتی که میدیدی همان "جان خبر" ت ، کلی جای بحث دارد که .. ممنونم بابت این پست. کمی عقده گشایی شد از دلم.

حنان

خبر... چه واژه ی غریبه آشنایی! آن را که خبر شد خبری باز نیامد ای پیک راستان خبر یار ما بگو... خبرت نیست مرا... خبر... یا رسول الله اخبرنی ما لجلوسنا هذا تحت کسا... ..ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل الارض ....و نزلت علیهم الرحمه... شاید این مهم است که چه کسی دارد خبر میدهد.