ترک خشک زمین

بالهجه ی بارانی ابری  که ترک داشت

در موسم طوفان که به باران تو شک داشت

یک چشم ، به یک گونه فقط هروله می ریخت

یک گونه که از خویش کروری کک و مک داشت

یا نیشتر از رعد در این هروله می خواست

یک بغض که حس عطش بادکنک داشت

آواز همایون دو دستی که هوا بود

در شورترین لحظه ، فقط شوق نمک داشت

در گفت و شنود من و گوش توی تازه

حرف دل من باز کمی حس کپک داشت

آن سوی تر از بزم من و تو ، سر کوچه

در عمق ترک ، باور عاقل متلک داشت

ابری سر سجاده ی خود ، غرق دعا بود

ابری که برای شب ما ، نور یدک داشت

بارید ز چشم من و تو آیه ی امید

وقتی ترک خشک زمین ، ذکر کمک داشت

/ 3 نظر / 11 بازدید
تالار گفتمان اویتـا

با سلام .. شما به تالار گفتمان اويتّا، انجمن ايرانيان دعوت شده ايد. با ثبت نام در اين تالار شما مي توانيد در بحث ها شرکت کرده و از مطالب سايت استفاده کنيد. تالار گفتمان اويتّا داراي بخش هاي شامل جديدترين اخبار سراسر دنيا، جديدترين مطالب علمي، بخش نرم افزار و سخت افزار و مطالب کامپيوتري، موبايل، دانلود جديد ترين کتاب ها و مجلات، ادبيات رمان و داستان کوتاه، سينما، موسيقي،ورزش،درس و دانشگاه،سلامت و پزشکي،مطالب طنز،آشپزي و خانواده و داراي بخش جداگانه جهت سرگرمي و دوستيابي مي باشد

قاصدک

سلام شعرتان مثل همیشه زیبا بود من هنوز در مصرع دوم مانده ام ، گرچه همه ی ابیات زیبا هستند "در موسم طوفان که به باران تو شک داشت" و قصه ی باران چقدر خوب تمام شد "بارید ز چشم من و تو آیه ی امید"

علی

سلام خیلی زیبا بود [گل]