جمعه

برای ما جمعه تنها یک سهم از هفت سهم هفته است.

و چهار سهم از سی سهم ماه

و پنجاه و دو سهم از سیصد و شصت و پنج سهم سال

و همین سهم را تنزل داده ایم به تعطیلی

و انجام کارهای مانده هفته

با همین نگاه ، هفته مان را تقسیم کرده ایم

گویی از شنبه تا پنجشنبه امام عصر در حالت استراحت است

و جمعه آماده ی ظهور

نمیدانم تقویم ما درست است؟

یعنی جمعه ی تقویمی ما با جمعه ی واقعی عالم منطبق است یا نه؟

باورم این است که دست ساقی برای یک روز ، میکده دایر نمی کند.

و چشم مهر برای یک نیم نگاه ، این همه دام نمی گسترد.

دل اگر آماده باشد ،با یک نگاه اشغال میشود.

نکند این دل ما را به نگاهی نخرد.

او همواره آماده است .

و همیشه حاضر.

او ، منسوخ آیه های کهنه ی ماست .

نام او ، ناسخ این کهنه ی اندیشه ی ماست .

و مگر نه اینکه  قرآن همواره  زنده است ؟

روز آمد.

امام نیز چنین است، زنده و به روز.

حتی بهتر بنویسم ،  لحظه آمد.

او نگین عقیق عالم است ،

و دست های قنوت ما بدون او رکابی را می ماند سرشار از تهی .

دارالانتظاری است این زندان نمور .

اندکی از ما به پنجره بالای سرمان کوچ کرده ایم و روز رهایی را رصد می کنیم .

و بسیاری زندان را خانه فرض کرده اند .

و مشغول بازی اند .

- مثلا تو شعیب ابن صالح

- و تو ...

و در این بازی ها آنقدر غرقند که امر برایشان مشتبه شده .

و اگر مردم نپذیرفتند ، غیبت صغری می کنند ! و برای آنکه مردم با درد فراقشان آشنا شوند در منزل به دورکاری مقدس ! مشغول میشوند.

سخن آخر اینکه : من تو را برای خودم دوست ندارم ،

خودم را برای تو می خواهم .

دعوای من شعیب نیست .

تا وقتی نشان خانه ی تو سر راست است ،

خانه شعیب نمی روم.

آقا!

خانه بر دوشم و این واژه همه آه من است.

 

 

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
حنان

نشسته غرق تماشای شیعیان خودش کسی نیامده جز او سر قرار خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش.. گاهی حس میکنم اگر نگاهم کند چه خواهد گفت!؟ گاهی من هم دچار "دورکاری مقدس" میشوم! از دل من تا جمکران حضورش چند سال نوری فاصله است؟ چند گام؟!!!

فاطمه رهروی

عالم از توست غریبانه چرا می گردی....