یای نسبت

 همین برادران رفیق دزد و شریک قافله وقتی برای یافتن قوتی نیازمند همراهی بنیامین بودند ، نزد پدر آمدند و گفتند :

فأرسل معنا أخانا نکتل و إنا له لحافظون

تو برادرمان را با ما بفرست تا غله بیاوریم و ما او را محافظت خواهیم کرد .

همین برادران ، هنگامی که در جریان  اتهام سرقت بنیامین  قرار گرفتند ، او و برادر مفقودشان  یوسف را ، دزد دانستند.

دنیا ، این گونه است . تا به ما محتاجند و به قول قدیمی ها پشمی برای کلاهشان می شویم ، آقاییم . عزیزیم . و هرگاه بارشان از پل گذشت ، ما می مانیم و آنچه بوده ایم .

دردناک است عنوان های پر رنگ و لعاب مستمان کند .

اما ، یای نسبت یوسف این گونه نیست .

گویند زلیخا در ایام پیری و نابینایی بر سر راه یوسف ایستاده بود و دو ندیمه اش زیر شانه های او را گرفته بودند.

صدای عبور درشکه ای که یوسف بر آن سوار بود ، او را به گذشته باز گرداند و با همان خاطرات آهی کشید .

 این آه چنان سرد بود که یوسف ایستاد . فرمود:

آهی دردناک خون را در رگهایم از حرکت باز نگاه داشت . او را بیابید.

و این گونه بود که یوسف در برابر پیرزن ایستاد.

-ای زن ! تو کیستی ؟

-من ...

من زلیخایم.

عطر لبخند یوسف همه  جا را فرا گرفت .

- هذه زلیخانا ! این همان زلیخای ماست .

و زلیخا از طراوت عطر لبخند یوسف غش کرد. او را به هوش آوردند.  گفت:

- عمری سرمست همین بودم که یای نسبت یوسف بر نام من بنشیند .

یای نسبت یوسف مدالی نیست که از ما بگیرند.

یای نسبت یوسفی دو دنیای ما را معطر می کند .

چه خوب بود از عناوین فریبنده و گاه غیر واقعی فرار می کردیم و. چه خوب می شد اگر کوت کوت این عنوان ها  را در بیابانهای بیرون آرمان شهرمان رها می کردیم .

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
حنان

سلام انصافا که گاهی فقط کلمات مقدس حافظ گویای حس آدم است!: "غلام آن کلماتم که آتش انگیزد" چقدر دلنشین است این نگاه،این واژه ها... ما چقدر از این یای نسبت ها شنیدیم و حواسمان نبود! شیعتی...(در آن جمله منصوب به امام عشق،حضرت حسین،..) عبادی..(قل لعبادی الذین اسرفوا ...) (فاذا سالک عبادی عنی..) عبدی..(در آن حدیث قدسی:عبدی بحقک ....) گرچه حرفهای من شبیه حرفهای ناواضح و هضم نشده ی یک کودک باشد که شوق زبان باز کردن دارد، اما از فراسوی این نفهمیدنها امیدوارم ظرف فهمم را خدا به لطف خودش بزرگ کند. دعا کنید از فضلش بر ما ببارد. بزرگی میگفت:چشمه خودش باید بجوشد،با آب پر کردن نمیشود! دعا کنید جوشش عشق ما را هم بی تاب کند.

ز.علی تقوی

سلام استاد کاش از قران یه کتاب تفسیری بود که تمام ایات رو این گونه تفسیر میکرد کاش می شد شما همچین کتاب تفسیری رو تالیف می کردید واقعا لذت بردم اجرتون با امام حسین.

حنان

سلام به قول آن دوست عزیزم ما جلد اینجا شده ایم. منتظر حرفهایتان هستیم. شمارش معکوس لیله الرغائب آغاز شده، برایمان از رازهایش نمیگویید؟

حنان

یک نکته در مورد قرآن: امثال من همین که تصمیم میگیرند قرآن را خوب بفهمند،دیگر نمیخوانند! به امید روزی که "خوب بخوانند،عمیق بخوانند" از امام خمینی جمله ای دیدم: "فرزندم !با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو،اگرچه با قرائت آن. و راهی از آن به سوی محبوب بازکن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است." از این جمله خیلی خوشم آمد مثل نم باران در برهوت حیرت برجانم نشست.البته دعا کنید کلمات قرآن بر جان ما بنشیند و غرقمان کند! نه فقط لفظ آن.

فاطمه رهروی

ایکاش تعلقمان در کنجی از زمان بوسعت طول عمرمان سجاده نشین دیدار یوسف میشد و لحظه های بیگانه مان همنشین و همرنگ لحظات یگانه او " صبغت الله و من احسن من الله صبغه" آنگاه هجرت از خانه گل و اقامت در منزل دل چه گوارا بود....