بانگ حجازی

 

نور، از رگهای تو

   جاری می شود

و قطر،

   محصول مشترک شعاع نگاه شما و من است

متی ترانا و نراک

شکیب سوختن این شمع

   ترا برای غنچه شدن وا نمی دارد؟

دعای دست هایت

           مستجاب است

و دعای نگاهت

   احیاگر

فروغ چشم هایت را بتابان

ابرهای سیاه

      محاصره مان کرده اند

و بانگ حجازیت را بنواز

   که گوش ها از نوای جغد ها پرند

شنبه تا 5 شنبه

  محو تماشای جمعه ی توست

و کوچه باغ آرزوها

     برای رد پایت لحظه شماری می کند

24 بهمن 1389

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
مریم روستا

ای دستهای سبز دعا گل برآورید او گرچه دیر کرده ولی زود می رسد . جز او به هیچ حادثه ای دل نبسته ایم موعود جمعه, جمعه موعود می رسد

تسنیم

ای نور دل و دیده و جانم همه تو وی آرزوی هر دو جهانم همه تو من بی لب لعل تو چنانم که مپرس تو بی رخ زرد من ندانم چونی

مانیا

در من اینک کوهی سر برافراشته از ایمان است من به هنگام شکوفایی گلها در دشت . باز خواهم گشت! و صدا میزنم آی باز کن پنجره را .در بگشای که بهاران آمد که شکفته گل سرخ که گلستان آمد!

gandolf

اندک اندک جمع مستان می رسند... چه دلهایی جلد این جا بشوند. خدایا شکرت ..

حنان

نسل در نسل زمین گشتند تا پیدا کنند سایه ی پرهای رنگارنگ آن طاووس را "مهدی (عج) طاووس اهل بهشت است"