آه

ناظم هروی گفت:

در کعبه رنج بادیه در راه می کشم

بر صدرم و خجالت درگاه می کشم

ابروی او به غمزه قوی دست و من ضعیف

زورم نمی رسد به کمان  آه می کشم

#
/ 1 نظر / 11 بازدید
حنان

سلام آقای فاضل نظری هم گفته/: به نسیمی همه ی راه به هم میریزد/ کی دل سنگ تو را آه بهم میریزد سنگ در برکه می اندازم و میپندارم/با همین سنگ زدن ماه بهم میریزد عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است/ گاه میماند و ناگاه بهم میریزد آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده ست/ دل به یک لحظه کوتاه بهم میریزد البته این اصلا ارتباطی به شعر ناظم هروی نداشت! فقط من از آه به یاد این شعر افتادم! و یاد یک عبارت دیگر: نفس المهموم.