: مبانی لعن (6)

2- باع حظه من الاخره الادنی

در دومین فراز به کسانی پرداخته می شود که در برابر بهره های فراخ آخرت به دنیا و محدود بهره های زودگذر آن بسنده کرده اند.

در قاموس قرآن طبیب و آل الله ( علیهم السلام )  ، نبرد بین حق و باطل در دو نماد آخرت و دنیا ترسیم شده است.

در سوره مبارکه یوسف می خوانیم که برادران یوسف  پس از آن که او را در غیابت الجب انداختند ، برای آنکه مطمئن شوند کاروانی او را از چاه بیرون خواهد آورد ، آنجا ماندند و برای آنکه کاروانیان به رفتار آنها شک نکنند ، در نقش یک خریدار او را فروختند:

و شروه بثمن بخس دراهم معدودات.

این ، درد بسیاری از ماست که نمادهای حق را با اندک بهره ای واگذار می کنیم . 

اما دردناک تر آنکه برخی از ما - درلباس تفاخر و نخوت - نشانه های خدا را به ملکیت خود در می آوریم. قرآن دردمندانه نقل می کند که عزیز مصر برای جلب رضایت همسرش گفت:

اکرمی مثوای عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدا

در این نزل تنها حقی قابل هم جواری است که نفع ما را تامین کند و بتواند پشتوانه ما باشد. این معادله وارونه - دردمندانه - سکه رایج سرزمین ماست . حق مطلوب ، ما در عمل برده ی اندیشه بسیار پست ماست . این حق در عمل زندانی است و نه حاکم. این حق با اندک سختی برای ابد در ما زندانی می شود.

زیست ما ، دایره ای است که بر نقطه ی نیاز ما می چرخد.  این زیست ، پست ترین مدارج زیستی یک انسان است. انسان های حق مدار - که آخرت را بر دنیایشان برتری داده اند - دایره شان را نه بر گرد نیاز خود ، بلکه بر نقطه ی نقش و وظیفه ای که نسبت به حق و نماد مطلق آن یعنی امام معصوم  دارند ،  می چرخانند . این فلسفه و مصداق ساری و جاری طواف است . ما تا گرد خود می چرخیم ، گرفتار کاری بیهوده ایم  و وقتی کعبه ی رضایت امام حی کانون چرخش زیست ما شد ، هماره در حال طوافیم.

گویی آیه "اولئک الذین اشتروا الحیوه الدنیا بالاخره فلا یخفف عنهم العذاب "- بقره - 86 - در قرآن های ما نیست! گویی "فاعرض عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا  ذلک مبلغهم من العلم "- نجم - 29 و 30  برای تدبر برای ما نازل نشده است.

انگاره های کوتاه ما این است که تنها کسانی که راس مبارک امام را بریدند و بر نی کردند ، حیات طیبه را به ملک ری فروخته اند. دردناک است که ما خود و جامعه را از معارف دور نگهداشته ایم و از دین ، نمادی عاطفی در ذهن مردمانمان کاشته ایم . آیا ما نمادها را ذبح نکرده ایم؟ آیا مردمان ما - که بهره مند از چند شبکه ی رنگارنگ اند - و از حضور علما و طلاب و دانشگاهیان بهره برده اند ، توانسته اند در معناشهر حق ساکن شوند؟ آیا نظام بانکی ما  و سیره ی عناصر اثرگذار اقتصادی ما مخاطب هوشمند  آیه  من کان یرید ثواب الدنیا فعند الله ثواب الدنیا و الاخره - نسا - 134- هستند؟ آیا تازیانه ی مهیب ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل - توبه - 8- بر تن نحیف و مبارک !! زرمداران آزاد و دولتی ما می نشیند؟

باید نوشت - هرچند به فرموده امام حسین (ع) با شکم های فربه از حرام گوش ها ناشنوا خواهند شد -  که ما نیز اصول و مبانی مذهب حقه جعفری را فدای مصلحت ها کرده ایم. چقدر در سرزمین ما آیات حجاب متروک است . چقدر مأذنه های ما در غبار رقص های موزون و پیامهای موسیقیایی  فتیله ای ها  مغفول می ماند. چقدر مردمان در سخت ترین شرایط زیست ، شاهد  تفاخرهای نخوت بار دارایانی هستند که اتفاقا در نمایشگاههای اتومومبیلشان عزاداری های کلان راه می اندازند!

جدا جای ابوذر خالی است که در کاخ های امن  رشحاتی از نهج البلاغه را ذوب کند و به گوش سنگ سردمداران رواج رفاه بریزد.

حسین ( ع) آمده بود تا ما را به بهشت ببرد . اندیشه مان را از بیعت با یزید دنیا بشوید،رفتارمان را در  تل زینبیه ی عرش به ثبت الهی برساند ، و برای ردایمان سکونت در جوار حبیب و زهیر را تدارک ببیند ، اما ما به تکیه های ته کوچه مان دل بستیم   ، زیر بار علم هایی که هر سال سنگین تر شد رفتیم و با محرمش عکس یادگاری انداختیم.

/ 1 نظر / 14 بازدید
قاصدک

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر میکنند گویند رمز عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتی ست که تقریر میکنند ما از برون در شده مغرور صد فریب تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر میکنند