محمد ما

 

راز این بود که عقیق عالم باید از داشتن پدری مهرورز و مادری فداکار محروم بماند و در نسیم مهر الهی ، بی واسطه ، غرق شود .

و عقیق عالم در میان مردمی می زیست که حتی با زمین معنا نا آشنا بودند ، بماند آسمان معنا که برایشان وهم تلقی می شد :

و وجدک ضالا ...

این عقیق دردانه باید در خلوت مقدسی صیقل می خورد تا به آسانی در قاب رکاب هستی بنشیند

و خدا ، حرا را برگزید .

جایی خنک از نسیم دوست

با چشم انداری به عمق خانه ی مهر ،  کعبه ی شریف.

جایی کوچک اما بزرگ

با زمینی نرم برای آرامش محمد برگزیده .

از لقب های این بیکرانه ، " ساجد " است .

سجده هنگامه ای است که انسان با اختیار و در اقتدا به باورهای توحیدیش سر بر خاک می ساید و بالاترین عرصه حیات را به خشوع و خضوع وا می دارد .

گویی انسان ،  افق های در ظاهر بلند خود را زمین می نهد تا خدای آفاق برایش افقی آسمانی اهدا کند .

این یک بده بستان عاشقانه است . من می بازم تا تو ببری . و مگر کسی که برد خداوند را می خواهد ، می بازد؟

سجده ، گریزگاهی است که شیطان از عبور از آن و همراهی با بنده ی خدا جا می ماند .

خدای به رسولش فرمود :

و کُن من الساجدین  حجر-98

و کُن در این آیه ی نور ، جزیی از فرمان خداست که فرمود :

إذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون  یس – 82

خواست خدا ، به سرعت محقق می شود . و چه بنده ای فرمان پذیر تر از رسول خاتم حضرت محمد مصطفی ( ص ) ؟

سجده زمینه ای است برای :

1-      نزدیکی به ساحت بی مساحت خدا

2-      زمینه ای برای بیمه کردن بینش ، کنش و نگرش از شر وسوسه های شیطانی

3-      زمینه ای برای استجابت دعا

و رسول اعظم ( ص) به جمعی از یارانش فرمود :

أعنّا بطول سجود

ما را در استمرار و انس با سجده یار باشید .

و نگاه بر صورت خورشیدی نبی که می کردی ، می دیدی که به پیشانی فراخ او نوشته شده بود:

سیماهم فی وجوههم من أثر السجود

و رسول نور فرمود:

مرا مأمور جمع آوری مال نکردند ، که این خصلت تاجران است .

بر من وحی کردند که لحظاتم را با ذکر تسبیح خدا معطر کنم و با سجده ، انسی عاشقانه داشته باشم .

و فرمود : من در سجده هایم به این آیه اقتدا می کنم که :

وأعبد ربک حتی یأتیک الیقین

و همین رسول مهر و شور و شعور و معرفت ، برای فردای امتش سفره ای پهن کرده است فراخ .

از لقب های عمیق او ،  "صاحب لوای اکبر" است

پرچم در نبردها ، نقطه ی پرگار عاشقان است . گردش جمع می شوند و فرمان می شنوند . هر سپاه با نماد و نمود پرچمش شناخته می شود .

در عرصه ی قیامت کبری رسول نور ، فرمانده ی سپاه محبین  است . پرچمی دارد فراخ که  خود فرمود:

پرچم من در روز قیامت هفتاد پاره است و هر پاره از خورشید فراخ تر .

و فرمود :

چهار پرچم در قیامت از آن من است . پرچم حمد " الحمدلله " ، پرچم تهلیل " لا اله الا الله " که متبرک به دستان علی است و در آغاز فرج عاشقانه امتم در اهتزاز است  و به واسطه ی پرچم و پرچمدار ، بر امت من حساب آسان – حسابا یسیرا – روا داشته می شود ، پرچم تکبیر " الله اکبر " که به دست عمویم حمزه است و گروهی دیگر از امتم بدان پناه می جویند و پرچم تسبیح " سبحان الله " که در دست جعفر است .

و ژرف است این راز که پرچم " سبحان الله و الحمدلله ولا اله الا الله  و الله اکبر " در دست خاتم انگشتری هستی است و در تمامی بهشت رود " سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر " از چهار چشمه ی قصر فاطمه زهرا(س) می جوشد .

بعثت ، زمان تاج گذاری عقیق بی مثال عالم بر رکاب عالم است . حالا عالم شیعه می شود .

دردمندانه برایت می نویسم که محمد درون ما هنوز یُتم ناشناخته است .

هنوز به خلوت دوست بار نیافته است .

هنوز حرایش را مسکن و مأوی نمی داند.

محمد درون ما هنوز زیر آوار باورهای جاهلی است .

هرچند مسروریم از سالروز تکرار بعثت دردانه ی عالم ، اما رسول نور وقتی مسرور خواهد شد که محمد ما مبعوث شود .

و دل ما حرای انس با خدای کعبه شود.

و در تکرار همین خلوت های مبارک بشنویم که :

بخوان بخوان بخوان به نام خدایت

آن وقت زبان باز می کنیم .

آن وقت عالم برای شنیدن حرف های ما گوش می شود .

آن وقت همه ی عالم پای منبر من و تو می نشیند.

چقدر حرا دلش برای محمد ما تنگ است .

چقدر خدا برای یک چهله محمد نشینی ما لحظه شماری می کند .

چقدر در تقویم ما جای مبعث خالی است.

/ 5 نظر / 3 بازدید
فاطمه رهروی

سلام "محمد رسول الله و الذین معه " معیت با رسول الله از کدام منزل اغاز میشود و تا کدام سرمنزل ادامه پیدا میکند تا به " سیماهم فی وجوههم من اثر السجود " ختم میشود

حنان

سلام "چقدر حرا دلش برای محمد ما تنگ است" بعضی جمله ها مثل تیری ست که درست به قلب هدف میخورد، یادم است سالها قبل فرمودید:به بعثت بسیار بیاندیش...غار...خلوت...چهله نشینی..اقرا بدان که بعثت سبز در انتظار کسانی است که در خلوت خود غرقند.

فاطمه رهروی

ممنونم از پاسخ جامع شما.... اما یک سوال براساس انچه شما فرمودید میتوان گفت مقام "ساجد" در سیره و روش و عملکرد اوج نقطه تعبد است؟ و استمرار و استقرار ان در وجود به جایگاه "یقین" واصل میشود " واعبد ربک حتی یاتیک الیقین"؟

فاطمه رهروی

سلام امر خداوند را در آیه شریف " کن من الساجدین" و رابطه آن با ایه " اذا اراد شیئا آن یقول له کن فیکون" را بیشتر توضیح میدهید

فاطمه رهروی

سلام در مورد اقامه نماز و رابطه آن با ولایت توضیح میدهید