غبار روبی

آسمان ، انبوهی از ابرها را آورده است .

نغمه ی اذان مغرب ، آغاز غبار روبی است .

اشهد ان علیا ولی الله

باران می بارد . چه بارانی .

تا چشم کار می کند ، آینه هایی است شستشو شده .

و تا آینه کار می کند ، جشم هایی است شرجی .

اینجا فولاد ، سخت  نیست . اینجا مردم آه هایشان را از میان پنجره فولاد به مسجد بالا سر کوچ می دهند .

این فولاد ها ، حس دست گرمی را به دست های رهیده می دهد که برای همه بغض ها آغوش گشوده است .

امشب ، هیچکس زیر چتر نیست . همه خود را به باران سپرده اند .

صدایی همراه با باران می بارد :

حسین ، آرام جانم

حسین ، روح  و روانم

و دل ها طی الارض می کنند به کربلا

یک دست می شود مناره حرم عباس ابن علی

و یک دست ، مناره حسین ابن علی

و دل ها شده است محل آمد و شد  عشق ، بین الحرمین.

به قول شیرازی ها جایتان سبز.  شب زیبایی بود .

زورق ها به شوق نشست .

آن گوشه در اتاق گم شدگان ، هیچکس نبود .

همه پیدا شده بودند.

/ 4 نظر / 5 بازدید
حریم

لحظات غریبی بود همه در زیر باران ، سر به سجده شکر ، چشم ها همه خیس ، دل ها همه پاک ، قلب ها غرق دعا و آرزوها همه تمنای دیدن یار

شاه کرم

در این لیالی مخصوص از قبل کرور کرور حاجت در ذهن میپرورانم ولی وقت دعا که میشود حیران میمانم کدام حاجتم را به خدا عرضه کنم ناچار وکالت میدهم به صاحب این شبهای نورانی و عرضه میدارم یا ایها العزیز شما برایم دعا بفرمائیددرست مثل روزی که چشمم افتاد به کعبه و هیج چیز نتوانستم بگویم جز نام ارباب..... و تصدق علینا

فاطمه رهروی

واژگان خسته و دلشکسته ام را که به آستان با کرامتت اوردم شوق پرواز در بند بند وجودشان زبانه کشید و عشق از مناره های خفته شان تکبیرگوی تو شد نگاه مهربان تو که بارید در جای جای سرزمین دلم عطرستان ولای تو رویید و آسمان و زمین باورم مست شد از نگاه نقره فامت دیگر فانوس کوچک و تبدار قلبم برای تپش از زلفهای تابدار خورشید تمنای تابش نکرد زیرا که به بارش شمس ولایتت دل بست السلام علیک یا نور الله فی ظلمات الارض

مشتاق منتظر

زیارتتان قبول