بوی دریا

من چترها را سه طلاقه کرده ام

وقتی در استوایی ترین فصل زمین

    تو می باری

یا ایها العزیز!

   دو رویی ام را ببخش

   آسترم را به باد خواهم سپرد

ببار!

کله شق ترین زمین ها ، تشنه اند

و محصولشان ، ترک هایی است به عمق فریاد!

ببار!

ویلاهای کنار مسیل

خسته از تلون ساکنانشان

میل به خرابی دارند

ببار!

مسیل باورمان را بشوی

چقدر بوی دریا میآید!

/ 3 نظر / 10 بازدید
قاصدک

چقدر چقدر چقدر زیبا بود خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم... با خواندن شعر شما یاد این جمله ی حافظ افتادم. کویر ذهنم بهاری شد. گاهی شاید بعضی شعرهایتان ساده باشد اما بسیار به دل نشستنی ست.

قاصدک

نمی شود که از باران گفت و این شعر را برای بار هزارم هم که شده نخواند! باران ببار تا نفست خیسمان کند از کفرمان بشوید و قدیسمان کند و بکم ینزل الغیث

توکلی

به خانه ما سر بزن. حتما مطلبي پيدا مي‌کني که به آن علاقه‌مند شوي. يا حتي مي‌تواني مقاله‌اي بنويسي و پنجره تازه‌اي براي اهل خانه باز کني. "مي‌دونستي" www.midoonesti.com