زنده و مرده

خانم " وانجاری ماثای " اولین بانوی آفریقایی است که جایزه ی صلح نوبل نصیبش شده است . او در سال 2004 به دلیل فعالیت مستمر برای دفاع از محیط زیست این جایزه را دریافت کرد.

او در سن 71 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان جان باخت و قبیله اش به رسم خودشان او را به آتش سپردند و خاکسترش را بر باد دادند. 

در این جرعه نوشته نه از جایزه ی صلح می خواهم بنویسم و نه از دلیلی که او را به این جایزه رساند.

او در عمرش جنبش کمربند سبز را برای کاشتن درختان فراوان ایجاد کرد .  امروز او نیست اما قرار است برای گرامیداشتش پنج هزار درخت کاشته شود.

سخن اینجاست که من و تو - با همه ادعاهایمان که گوش فلک را کر کرده است - در مقابل این چند سوال ناقابل چه پاسخی داریم؟

1- آیا توانستیم خودمان را و بینش و رفتارمان را تکثیر کنیم؟

2- آیا توانستیم دیگران را به اندیشه های خوب و انسانی دعوت و آنها را زیر یک چتر قرار دهیم؟

3- آیا توانستیم در دوران زیستمان  به نشانه های حکمت خداوند - مانند طبیعت - خوب نگاه کنیم و با آنها انس گرفته و مهر بورزیم؟

4- آیا به جایی رسیده ایم که مرده ی ما - حداقل برای زمین - خاصیت داشته باشد؟

5- در دنیایی که نمادها بر مردم حکومت می کنند و همه می کوشند نمادهای خود را جهانی کنند ، ما  کدام  نمادمان را جهانی کرده ایم؟

6- بقیه ی سوالات پیشکشمان!

/ 3 نظر / 14 بازدید
قاصدک

سلام آیا توانستیم باورهایمان را باور کنیم و آنها را به پیشواز یقین ببریم؟ آیا توانستیم در برابر جسارتهای پاک نسل جدیدمان کرنش کنیم؟ آیا نگاه نافذ و چشمان پرسشگر کودکانمان را به رسمیت شناختیم؟ آیا توانستیم درد را بفهمیم؟ آیا مهربانی را درک کردیم؟ آیا صداقت رفتارهای دیگران را به حساب ساده لوحی نگذاشتیم؟ آیا در قیامت سبز میتوانیم از خجالت به مورچه ها نگاه کنیم؟! آیا پاسخی برای آوارگی گیاهان و پرندگان و... از سرزمینمان داریم؟ آیا جغرافیای آرمانی ما توانست مرزهای میز کارمان را بدرد؟! آیا آرمانی برایمان مانده؟ آیا به نسل جدیدمان یاد دادیم که بی آرمان میخشکد؟ آیا برای قتلهای زنجیره ای درونمان! فکری برای دیه کرده ایم؟ آیا صدای بای ذنب قتلت را از دلمان اصلا شنیده ایم؟ آیا یاد گرفته ایم بی شائبه باشیم؟ آیا اصلا خودمانیم؟ یا این شبحی از ماست که نقش بازی میکند؟ آیا اصلا توانستیم زندگی کنیم؟ آیا در زندگی کردنمان خاصیتی داشتیم تا حالا به خاصیتهای بعد از مرگمان بپردازیم؟ آیا بینش و رفتارمان را اصلاح کردیم تا به فکر تکثیرش باشیم؟ اگر این پرشین بلاگ به خاطر "تعداد حروف مجاز

قاصدک

آخر کامنت قبل این بود که: اگر این پرشین بلاگ به خاطر "تعداد حروف مجاز" محدودم نمیکرد چقدر آیا داشتم برای نوشتن و چقدر در برابر همه ی آیاهای عالم عاجز بودم از پاسخ دادن. امان از محدودیتهای بشری! نه، درست این است که بگویم امان از محدودیتهایی که ایجاد کرده ایم!

بی نام

زندگی با این همه ابعاد گسترده اش و با این زمان کم پیش روی ماست. چطور بدانیم چه کاری اولویت دارد و چطور بدانیم چه مسیری درست تر است ؟