رفیق تر

باید به سینه کاشت خدا را عمیق تر

انگشتری به دست ، ولیکن عقیق تر

نمرود این سوی است ، در آن سو لهیب عشق

باید پرید جانب آن منجنیق تر!

دلهای عشق کش چه فراوان و بی حدند

باید دلی شناخت که بیت العتیق تر

راهی فراسوی است که در آن نشانه نیست

جز راهیان خسته و قطع الطریق تر

از دوستان راه ملولیم و خسته ایم

در غیر هست راهروانی رفیق تر

فردا ، کنار برکه ی مستی قرارمان

امروز سهم ماست شرابی رهیق تر

/ 3 نظر / 8 بازدید
قاصدک

سلام شعرتان خیلی زیبا بود تعابیرتان خیلی لطیف است. (مثلا منجنیق) در کل مصرع های دوم ابیات در عین سادگی یک اوج با شکوه دارد. خدا انشالله مضاعف ترتان کند. فقط در مورد این بیت: از دوستان راه ملولیم و خسته ایم در غیر هست راهروانی رفیق تر از ما ملول و خسته اید؟ [لبخند] و اینکه "در غیر هست" یعنی چه؟ غیر به چه معناست (که در آنجا راهروانی رفیق تر هست؟) مثل فرمایش حضرت امیر که :حاضر بودم ده نفر از شما را میدادم و یک نفر از آنها....(با این مضمون)

تسنیم

نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز بارش نگاه یار بر طبعتان مستدام باد