مجلس ترحیم

دیگر برای ما بابا نان داد کوچک می آید. حتی نمی توان از آن رونویسی کرد.

امپراطوری های خود خوانده زر و زور و تزویر چنان در رقابت با هم ترک تازی می کنند که گویی تنها دنیایی برای زیستن است و آخرت وجود ندارد. آنانکه مردمان تقوا پیشه را به تقوا فرا می خواندند ، به برکت قانون خصوصی سازی کارخانه ها و صنایع را به ثمن بخس می خرند . گویی آیه ی سوره یوسف شان نزول یافته است که: و شروه بثمن بخس دراهم معدودات.

در حیطه مظلوم فرهنگ نیز ، قانون تجارت چنان حاکم است که گویی در برابر دوربین ها و با استفاده از برترین تکنیک های تصویر برداری آهوی فرهنگ را شیری می درد و دلدادگان قدرت برای شیران درنده فرش قرمز پهن می کنند . متن زیر را بخوانید . ببینید که برخی چگونه از گل آلودی رود جاری فرهنگ ، چه ماهیانی  راکه صید نمی کنند:


* تاکنون 42 میلیارد تومان از فروش قهوه تلخ به دست آمده؛ در حالی‌که بودجه فرهنگی کشور در سال 90 حدودا 50 میلیارد تومان بوده. خب این رقم 42 میلیارد تومان میزان فروش کل است همه‌اش که گیر تهیه‌کننده نمی‌آید، هزینه‌های کار خیلی بالا بود. کار باید یک ساله تمام می‌شد؛ ولی تا اینجایش دو سال و نیم طول کشیده. دستمزدهای سنگین، گروه بزرگ، دکورعظیم،کلا کار گرانی بود.از 2500 تومان برای هر نسخه سی‌دی 700 تومان را خود مغازه‌دار برمی‌دارد، 500 تومانش برای چاپ و تکثیر خود سی دی است و یک رقمی هم احتمالا کسانی که در پخش و تهیه و توزیع کار هستند، برمی‌دارند. اصلا اگر 500 تومان هم از هر سی دی گیر تهیه کننده بیاید رقم بالایی خواهد بود؛ ولی من نمی‌دانم چرا دستمزدها را ندادند؛ در حالی‌که «قهوه تلخ» سودآور بود.

راستی اگر کسی از مجلس ترحیم فرهنگ خبردار شد ، ما را هم خبر کند.

/ 3 نظر / 9 بازدید
شکلات

مطلب رو کمی گنگ نوشته بودید. هرچند دغدغه‏ی فرهنگ دردی نیست که کسی با ان آشنا نباشد...خدای‎‏مان رحم کند.

قاصدک

درد فرهنگ مثل درد جانبازان شده! با آن جوری ساخته اند که انگار آنها مقصرند که جانبازند! درد فرهنگ هم تقصیر خود فرهنگ است دیگر! فرهنگ جان! اصلا تو اشتباه کردی خواستی ارزشمند باشی! تقصیر خودت است. هنر هم مقصر است! چقدر از خواندن گفتگوی آیت الله جوادی آملی با استاد فرشچیان سوختم! اینکه استاد فرشچیان بگویند من با نظر شما در مورد هنر در دانشگاهها موافقم. من هم این موضوع را مطرح کرده ام اما کاری از دست من برنمی آید. ما نتوانستیم مثل ژاپن و چین و ... اصالت هنر خودمان را حفظ کنیم چقدر از شنیدن خبر نابودی آن بازیگر سفرکرده سوختم! خدا رحمت کند رسول ملاقلی پور را و میم مثل مادر را! مادرهای ما دارند کجا میروند؟! یادم است آن فیلم را و حس عمیقم به بازی مادر آن فیلم را. از او که بگذریم، مادرهای امروز این جامعه چقدر مسئولیت مادری را فهمیده اند. دختران امروز ما چقدر برای مادری نسل بعد آماده اند. جدایی نادر از سیمین بالاخره سیاسی بود یا فرهنگی؟!؟! من به لطف خدا بسیار امیدوارم اما میترسم از این همه حواس پرتی بعضی ها! از آیه ی ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم.

قاصدک

علامه طباطبایی را خدا بیامرزد که گفت:دعاکنید خواب باشیم نه اینکه خود را به خواب زده باشیم که اولی را امید بیداری هست و دومی را نه.