نگاه نیم دار

کوچه بن بست چشمم گاه شرجی می شود

تا که می آید ، سری بر حال زارم می زند

من که می دانم نه منصورم ، ولی با یک نظر

می شوم منصور او ، یک روز دارم می زند

چاروادار زمان خود زخمی اندوه ماست

باورم این است زخمی بر سه تارم می زند

صبر از چشمان توجاری است ، رنگ صبر را

یک سحر بر التهاب اضطرارم می زند

با دعای او زمینم ، آسمانی می شود

نبض آرام دل امیدوارم می زند

نور می کارد درون کرت های قلب من

زخمی اش هستم ، سحر سر بر شیارم می زند

زنده رود جاری عشق است ، می فهمم که او

 در دم آخر سری  بر احتضارم می زند

آن کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم!

نیم چشمی بر نگاه نیم دارم می زند

سوم رمضان المبارک

/ 4 نظر / 7 بازدید
fars-download

نا گفته های اسلام http://www.sunnicloob.blogfa.com

gandolf

:) چه قشنگ بود برام . چون نام وبلاگم رو در بین جاری کلماتتون دیدم. "زنده رود"...

حنان

سلام شعر حافظ هیچ وقت تکراری نمیشود: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ . . . الهام های سحرهای رمضان.... اللهم ارزقنا یک سئوال: کرت های قلب آدمها چگونه ایجاد میشود؟ اگر بگوییم کرت همان درد مقدس است این ماییم که دنبال آن میرویم. درست است؟ اصلا گستره ی قلب آدمی چطور کرت بندی میشود؟ انرژی های بسیاری هست که مثل آبهای رها شده در زمین زراعی اثری ندارد ، یا لااقل خیلی هرز میرود. اگر دل ما کرت بندی نباشد نور را کجا بکارند که هدر نرود؟ که باد و باران آن را نبرد؟ مصرع آخر شعرتان یعنی چه؟ gandolf جان سلام. واژه ی زنده رود واقعا زیباست. اصلا رودی که زنده و زاینده نباشد که رود نیست. زیر سایه ی نگاه امام حی باشی انشاالله.

مهدیه سادات

سلام چقدر بعضی اوقات توی بی نفسی و گاهی خفگی شعرای شما برای آبشش هامون نفسه! نور می کارد درون کرت های قلب من زخمی اش هستم ، سحر سر بر شیارم می زند زنده رود جاری عشق است ، می فهمم که او در دم آخر سری بر احتضارم می زند