باران

با کمی تبخیر باران می شوی

لال هم باشی ، سخندان می شوی

مثل مروارید در قلب صدف

قطره باشی ، باز غلتان می شوی

ریسه بسته عشق بر پیشانیت

متصل باشی ، چراغان می شوی

ناودان رگ برگ باران می شود

زیر بارانش غزلخوان می شوی

خلوتی با عشق غوغا می کند

نی لبک باشی ، نیستان می شوی

راهی پس کوچه های درد شو

 با نگاه دوست درمان می شوی

آسمانی شو ، زمین جای تو نیست

تن که نه ، یکپارچه جان می شوی

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
1

راهی ژس کوچه های درد شو با نگاه دوست درمان میشوی بدترین درد از همان جایی شروع می شود که دیگر دردی حس نمیشود. که بخاهی به دنبال درمانی باشی.

حنان

با کمی تبخیر باران میشوی.. یادم میاید درسهای اول را : تبخیر آنچه داریم و گریز از آنچه دیکران میخواهند باران به نظرم نماد مهربانی است. و یافته ام جوهره ی عالم مهربانی است. ازین روست که پیامبر ما رحمه للعالمین است و خود خداوند رحمن و رحیم. .... ...