تاخیر

 

مقصرم

      که تو نیامدی

و گناهکار

     که ظهورت را به تأخیر انداخته ام

برای قصورم

    سرم پایین است

و برای گناهم

    دستم بالا

هذه بضاعتنا

18 خرداد 1389

/ 3 نظر / 3 بازدید
حریم

در دل جمعی و تنهایی پس کجایی ( مولا جان )

سلام وارث تنهای بی نشانی ها خدای بیت غزل های آسمانی ها نیامدی و کهنسال هایمان مردند در آستانه ی مرگند نوجوانی ها چقدر تهمت ناجور بارمان کردند چقدر طعنه که :دیوانه ها ، روانی ها ! کسی برای نجات شما نمی آید کسی نمی رسد از پشت ندبه خوانی ها بگو به حرف بیایند مردگان سکوت زبان شوند و بگویند بی زبانی ها هنوز پنجره ها باز می شوند و هنوز تهی است کوچه از آواز شادمانی ها و زرد می شوند و دانه دانه می افتند کنار پنجره ها برگ شمعدانی ها یااباصالح عج مددی مولا

حریم

سلام وارث تنهای بی نشانی ها خدای بیت غزل های آسمانی ها نیامدی و کهنسال هایمان مردند در آستانه ی مرگند نوجوانی ها چقدر تهمت ناجور بارمان کردند چقدر طعنه که :دیوانه ها ، روانی ها ! کسی برای نجات شما نمی آید کسی نمی رسد از پشت ندبه خوانی ها بگو به حرف بیایند مردگان سکوت زبان شوند و بگویند بی زبانی ها هنوز پنجره ها باز می شوند و هنوز تهی است کوچه از آواز شادمانی ها و زرد می شوند و دانه دانه می افتند کنار پنجره ها برگ شمعدانی ها یااباصالح عج مددی مولا