محضر

برای مظلومی که از او برای حزب هایمان خرج می کنیم!

واژه های من طوفان زده آذر دارد

مثل آتشکده ها شوق مکرر دارد

و همین چند کلامی که شده پا به رکاب

تا ته جمله ی معنای تو معبر دارد

باورت نیست ؟ همه از تب و تاب قلم است

این همه بغض که این شعر سراسر دارد

بشنو بغض مرا ، ترک مکن شیدا را

نکند بغض دلم باز ترک بردارد

باورم نیست تو دوری ، خبری آمده است

که تو همسایه ی چشمی که کبوتر دارد

لیله القدر که تحریر مرا می فهمی

تک صدای تو در آن است ، مقدر دارد

حیف ، این پنجره بین من و تو گشته حجاب

حیف ، این دیده که ترسیم مشجر دارد

آخر حرف همین است که ایمانم گفت:

خضر با اذن تو در میکده محض دارد

 

/ 0 نظر / 5 بازدید